آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٦٤ - مسأله ٨ - در وضع وسوسه بشرحى كه در اخبار است،
منكران چند دليل آوردند يكم: قول خدا تعالى بنقل از ابليس «و نبود مرا بر شما تسلطى جز اينكه شما را دعوت كردم و از من پذيرفتيد» صريح است كه شيطان جز يك تسلط بر آدمى ندارد و آن هم وسوسه كردن و دعوت بباطل است.
دوم: شك ندارد كه پيغمبران و علماء محقق مردم را بلعن شيطان دعوت كنند و بيزارى از آنان و بايد شياطين دشمن آنها باشند، و اگر ميتوانستند در درون بشر نفوذ كنند و بلاء و بدى بآنها رسانند بايد پيغمبران و علماء بيش از ديگران از آنان زيان كشند و چون چنين نيست آن دعوى باطل است.
مسأله ٧ [در احوال فرشته و پرى]
- اتفاق دارند كه فرشتهها نه بخورند و نه بنوشند و نه بگايند، تسبيح گويند شب و روز وانمانند و اما جن و شياطين بخورند و بنوشند، پيغمبر ٦ در باره سرگين و استخوان فرمود: كه آنها توشه برادران پرى شمايند، و نيز فرزند آرند كه خدا فرمود: «آيا او را و فرزندانش را دوستان خود گيريد در برابر خدا» و خدا داناتر است.
[در مورد وسوسه]
مسأله ٨- در وضع وسوسه بشرحى كه در اخبار است،
گفتند كه فرو رود درون آدمى و سر نهد بر حبه دلش و او را وسوسه كند و دليل آنها فرموده پيغمبر است ٦ كه شيطان چون خون در تن آدمى روانست، هلا راه او را تنگ كنيد بگرسنه ماندن، فرمود: اگر نبود كه شياطين گرد دلهاى آدميزادهها را فرا دارند البته بملكوت آسمانها و زمين نگران بودند.
برخى مردمند كه گويند بايد اين اخبار را تاويل كرد چون ظاهر آنها نشدنيست و چند دليل آوردند:
يكم: رفتن شياطين در درون آدمى نشدنيست زيرا يا بايد روزنهها گشاد شوند يا اجسام درهم روند.
دوم: آنچه گفتيم كه دشمن سخت آدميند كه دين دار است و اگر ميتوانست