آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٧٧ - اخبار اين باب
گفت: خدا شاديها، غمها، حلال و حرام را آفريده، و در روز آدم مرا ميان آنها مخير كرد و من شهوتها، حرام، دشنام و منكرات را برگزيدم، و آنها شيفتهگى و دلخواه من شدند و آدم را هم مخير كردند و او اندوه و عبادت و حلال را برگزيد، و آنها را خواست و آرمان او شدند آنست خواست و آرمان او، و اينست هوس و خواست و دلخواه من، آنست چيز و دارائى و كالاى او اينست چيز و دارائى و كالا و اندوخته من، و چيز هر كس چون خود اوست كه خواست و شهوت بدان دارد، خواست و شهوت مرد زندگى او است و چون زندگى را از كسى بگيرند نابود گردد، چه بسيار آفريده خدا كه خواسته و دلبندش را گرفتند و مرد و نابود شد و همچنانست اين موضوع.
اينكه من برگزيدم دلخواه و هوس و زندگى من شده و اگر از من گرفته شود نابود شوم و هر آنگاه كه بدان دست يابم شاد و زنده شوم، و چون ديدم دلخواه و هوس و زندگيم نزد ديگريست كه آن را از من گرفته تا توانم بكوشم كه آن را بدست آرم تا بدان نيرو گيرم بر آدمى كه زندگى كه شهوت من است و هوس مرا گرفته و در چنته خود نهاده و نگهدارى گرديده و آماده شده و فراهم گرديده تا با من كارزار كند و بجنگد و آيا من چارهاى از نبرد دارم تا حق بحقدار رسد و ستمكار مقهور گردد، اينست حال من و كار من و مايه شادى من چون بر او چيره شوم.
باو فرمود: مگر آدم چه ستمى بتو كرده كه ميگوئى بايد بستمكار زور آور شد.
گفت: بمن ستم كرده كه هوس و خواهش مرا گرفته و در چنته خود نهاده اگر آن نبود چگونه من در جنگ با او و در حلال او طمع نكنم چنانچه او در حرام و خواسته من طمع كرده.
فرمود باو اين نشدنى نيست كه گوئى من ميخواهم هوس خود را از او پس گيرم و شاد شوى اگر آن را بكار زند و اندوه خورى اگر هوست را در زندگى