آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٦٢ - مسأله ٣ در آفرينش جن از آتش
العظيم الذى ليس شىء اعظم منه و بكلمات اللَّه التامات التى لا يجاوزهنّ بر و لا فاجر، و باسمائه كلها ما قد علمت منها و ما لم اعلم، من شرّ ما خلق و ذرأ و برأ خبر ٤- نيز از مالك است كه خالد بن وليد گفت: يا رسول اللَّه من در خواب مىهراسم فرمود: بگو اعوذ بكلمات اللَّه التامات من غضبه و عقابه و شرّ عباده و من همزات الشياطين و أن يحضرون.
خبر ٥- آنچه مشهور است تا حد تواتر كه پيغمبر شب جن بدر آمد و بر آنها قرآن خواند و آنها را باسلام دعوت كرد.
خبر ٦- قاضى ابو بكر در هدايه روايت كرده كه عيسى از پروردگارش خواست كه مكان شيطان را از آدميزاده باو نمايد و باو نمود كه سرى دارد چون سر مار و آن را بر دل آدمى نهاده و چون ياد خدا كند پس كشد و چون ياد خدا نباشد سرش را بر دانه دل او نهد.
خبر ٧- قول آن حضرت ٦ كه شيطان چون خون در بنى آدم روانست و نباشد از شما كس جز كه شيطانى دارد گفته شد و نه شما يا رسول اللَّه؟ فرمود: و نه من جز اينكه خدا تعالى بمن كمك كرده بر ضد او و مسلمان شده احاديث در اين باره بسيار است و آنچه آورديم بس است.
مسأله ٣ [در آفرينش جن از آتش]
جن را از آتش آفريدهاند و دليلش قول خدا تعالى است «و جان را آفريديم پيش از آن از آتش زلال» و خدا تعالى از گفته ابليس فرمايد «مرا آفريدى از آتش و او را آفريدى از گل».
و بدان كه زندگى در آتش بعيد نيست، ندانى پزشكان گويند وابسته نخست نفس دل است و روح كه در نهايت گرمند، جالينوس گفته: من يك بار دل ميمون را شكافتم و دست در درونش بردم و انگشت در دلش فرو كردم و در نهايت داغى بود، و گوئيم پزشكان اتفاق دارند كه زندگى نشود جز بوسيله حرارت غريزيه و يكى از آنها