آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٤٠ - ٣ در مكلف بودن پرى و شيطان
زنى ديدم بپشت خوابيده گفتم از پريانى كه نزد رسول خدا ٦ رفتند ديدى؟ گفت آرى، عليّة بن سمحج كه رسول خدايش عبد اللّه ناميد برايم باز گفت كه رسول خدا ٦ فرمود: بر هر بيمارى يس خوانند و بميرد سيراب مرده و سيراب بگور رفته و در قيامت سيراب محشور شود.
در اسد الغابه است از انس بن مالك كه با رسول خدا ٦ از كوههاى مكه بيرون شديم و ناگاه شيخى تكيه بر عصا پيش آمد و پيغمبر فرمود: راه رفتن و آهنگ جن دارى؟ گفت: آرى، فرمود: از كدام پريانى؟ گفت: من هامة بن هيم- يا ابى هيم- بن لاقيس بن ابليسم، فرمود: ميان تو و او جز دو پدر فاصله ندانم، گفت: آرى فرمود: چند سال دارى؟ گفت: همه عمر دنيا جز اندكى از آن، در آن شبها كه قابيل هابيل را كشت پسر بچهاى چند ساله بودم و بر بلنديها برميآمدم و بمردم سركشى ميكردم، فرمود: بدكارى ميكردى.
گفت يا رسول اللَّه سرزنشم مكن كه من از مؤمنان بنوحم و بدست او توبه كردم، و من او را بنفرين بر قومش سرزنش كردم و گريست و مرا گرياند و گفت بخدا كه من از پشيمانهايم، و پناه برم بخدا كه از نادانها باشم، هود را ديدار كردم و باو ايمان آوردم، ابراهيم را ديدار كردم و با او بآتش رفتم چون در آتش افكندند، با يوسف بتك چاه رفتم و بر او پيشى جستم، با شعيب و با موسى بودم، عيسى بن مريم را ديدار كردم و بمن فرمود: اگر محمّد را ديدى از منش سلام برسان، من پيامش بتو رساندم و بتو گرويدم.
رسول خدا ٦ فرمود: بر تو و بر عيسى درود اى هامه چه حاجتى دارى؟
موسى بمن تورات آموخت، عيسى انجيل و شما قرآن بمن بياموزيد و قرآن را باو آموخت.
و در روايتى ده سوره قرآن را باو آموخت رسول خدا ٦ از دنيا رفت و جز مرگش را بما نداد و ما او را جز زنده ندانيم و خدا داناتر است