آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٤٢ - تفسير
پرستش شده و پرستنده تا بتك دوزخ رسند با همه سپاهيان ابليس، «شياطين باو فرود نيامدند» چنانچه بت پرستان پندارند كه قرآن مانند گفتار كاهنانست و شايان آنها نبود كه فرو شوند و نميتوانند زيرا آنها از گوش گرفتن سخن فرشتهها بركنار شدند، گفتند چون مشروط بوده بهمگنانى در اوصاف ذاتيه و پذيرش فيض از خداوند و شياطين ظلمانى و شرير بودند (١: ١٨٩) تفسير بيضاوى كه گويد نقش صور ملكوتى در نفوس پليد و بد در نگيرد، و قرآن با آنچه دارد ممكن نيست جز از فرشته باشد كه حقائق و غيب دانند و رسانند از پاورقى ص ١٨٤) و چون خدا بيان كرد كه قرآن دستآور شياطين نيست توضيح داد كه بر كه آيند و چه آرند و فرمود: آيا بشما آگهى دهم كه بر كه فرود آيند بر هر پردروغ و پرگناه، گوش گيرند و بيشتر دروغگويانند كه بگمان و نشانه و خيال چيزها بدان چه شنيدند بيفزايند كه دروغ است در كافى ١- ٢٥٣، اصول در خبرى طولانى از امام باقر ٧ كه شبانه روزى نگذرد جز اينكه همه پريان و ديوان پيشوايان گمراهى را ديدار كنند، و بشمار آنها فرشته ائمه حق را ديدار كنند.
و چون شب قدر شود و همه فرشتهها بصاحب الامر فرود آيند، خدا بشمار آنها از ديوان فراهم سازد تا سرور گمراهى را ديدار كنند، و دروغ و ناروا بدو القاء كنند و شايد بامدادش گويد: چنين و چنان در خواب ديدم و اگر در باره آن از ولى امر پرسد باو گويد شيطانى ديدى كه بتو چنين و چنان گزارش داده تا همه را برايش شرح دهد و گمراهى او را برايش بيان كند.
«و البته ابليس گمان خود را در باره آنها درست در آورد» كه گفت: آنها را گمراه كنم و از راه بگردانم جز اندكى مؤمنان كه بدنبالش نرفتند يا همان مؤمنان مخلص كه نسبت بكفار اندكند ...
و در كافى (٢٤٥- روضه در حديثى طولانى) كه تاويل اين آيه اينست كه چون رسول خدا ٦ درگذشت و گمان از ابليس بود كه گفته بودند:
برسول خدا ٦ «كه بدلخواه سخن ميگويد و از پيش خود» و اين گمان ابليس بود