آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٣٨ - تفسير
و از سعيد بن جبير است كه از رستهاى فرشته بود كه در بهشت كارگر بودند و زيور بهشتيان را ميساختند از وقتى آفريده شدند، قاضى در تفسيرش آن را از هشام از ابن جبير روايت كرده.
٢- از جنس پريان بود و ديوان كه از آتش آفريده شدند و پدر آنها بود.
٣- فرشته بود ولى مسخ شد و دگرگون گرديد، بيضاوى گفته: براى اينكه جن بوده از فرمان سجده تمرد كرده و بيرون رفته، و دلالت دارد كه فرشته هرگز گناه نكند و ابليس كه جن بود نافرمان شد «أَ فَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّيَّتَهُ أَوْلِياءَ» با اين حال شما او را و نژاد و يارانش را در برابر خدا دوست خود ميگيريد «چه بد عوضى دارند ستمكاران» كه شيطان را با خدا عوض كنند، با اينكه «من آنها را گواه آفرينش آسمانها و زمين نساختم» و نه آفرينش يك دگر آنها و نبايد بدانها اعتماد كرد كه فرمود «وَ ما كُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُداً» يعنى آنها را ياور خود نساختم تا مشركان بدنبال آنها روند و از آنها كمك گيرند و شريك پرستش خداشان نمايند.
و گفتند مقصود اينست كه مشركان گواه خلق آسمانها و زمين نبودند تا دانش مخصوصى داشته باشند و سرمشق ديگران گردند در ايمان چنانچه پندارند، و بطمع كمك آنها بدين توجه بگفته آنها نشود و من ستمكاران را پشت و پناه خود نسازم (٢: ١٧ تفسير بيضاوى).
و در «و ما انسانيه» گفته: يعنى شيطان آن را از يادم برد و اين عذر خواهى است از فراموشكاريش و شايد چون غرق بصيرت و مجذوب همه جانبه به پيشگاه خدا شد از يادش رفت و براى شكسته نفسى آن را بشيطان وابسته، يا اينكه چون نيروى هر دو را نگاه نداشته و پرداختن بيكى او را از ديگرى واداشته اين خود كاستى است پايان ٢: ٢٠ تفسير بيضاوى.
«شيطان را نپرست» يعنى در پرستش معبودان باطل از او فرمان مبر، سپس علت آورد كه او نافرمان خدا است و فرمانبر نافرمانست (نگرانم كه