آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٣٦ - ٣ در مكلف بودن پرى و شيطان
يا رسول اللَّه؟ فرمود: بمن هم جز اينكه خدايم يارى داده و او تسليم شده و جز به نيكى واندارد (و من از او در سلامتم) و امت اتفاق دارند كه پيغمبر از شيطان معصوم است و همانا مقصود بر حذر داشتن ديگرانست از فتنه همزاد و وسوسه و اغواى او، و بما آگهى داده كه او همراه ما است تا از او خود را نگهداريم بحسب امكان، احاديث در وجود جن و شيطان بىشمار است، و هم اشعار و اخبار عرب در باره آن، و نزاع در آن مكابره در باره امريست كه بتواتر دانسته شده، و آن چيزى است كه عقل محال نداند و حس دروغ نشمارد، و براى همين تكليف دارند.
و مشهور است كه چون مردم با سعد بن عباده بيعت نكردند و با ابى بكر بيعت كردند و او بشام رفت و در حوران ماند تا در سال ١٥ مرد، و اختلاف نيست كه او را مرده در جايگاه غسلش يافتند در حوران و مرگش را ندانستند تا شنيدند هاتفى ميگويد:
كشتيم سيد خزرج سعد بن عباده را* دو تير باو پرتاب كرديم كه بدلش جا كردند بىخطا آن روز را حفظ كردند و يافتند همان روز مرگ او بوده در صحيح مسلم است كه او در بدر حاضر بود و از حجاج بن علاط سلمى روايت است كه با كاروانى بمكه مىآمد و در يك وادى پر هراس و ترس شب آنها را گرفت، كاروانيها باو گفتند برخيز براى خودت و يارانت امان بخواه، و او خواب را وانهاد و بگرد كاروان ميگرديد و ميگفت:
پناه دهم خود و يارانم را از هر جنى در اين دره تا من و كاروانم سالم برگرديم.
و شنيد يكى ميگويد «يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ