آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٣١ - تفسير
فرمان سجده كردن داشت بر آدم و اختلاف دارند كه فرشته بود يا نه؟ و ظاهر آنست كه خدا تعالى بىواسطه با ابليس گفتگو كرده و هم ابليس با خدا و چگونه شده است كه ابليس سر و سرور كفر با خدا هم سخن شود كه اعظم و اشرف درجات است و شايد پاسخش اين باشد كه هم سخنى با خدا اعظم مناصب است هر گاه با ارجمندى و احترام باشد نه بر سبيل اهانت و خوار كردن.
«فَاخْرُجْ مِنْها» بيضاوى ١: ٦٤٨- تفسيرش گفته: يعنى بيرون رو از آسمان يا بهشت يا از گروه فرشتهها كه تو رانده شدى از نيكى و ارجمندى و سزاوار سنگباران يا شهاب سوزانى و در اين تهديد پاسخ شبهه او هست، و اين لعن بر تو باد تا روز جزا كه بپايان رسد چون مناسب دوران تكليف است نه دوران جزاء و گفتند: در رستاخيز جارچى لعنتى بر ستمكاران كند كه اين لعن در برابر آن فراموش گردد.
گفتند اين اندازه از نظر مردم تعبير شده كه دورتر از آن تصور نكنند، گفتند در آن روز عذابى كشد كه لعن را فراموش كند و بىاثر شود و گفت پروردگارا مرا مهلت بده تا روزى كه مبعوث شوند خواست فرصت اغواء يابد و رهائى از مرگ زيرا پس از رستاخيز مرگ نيست و در نخست اجابت شد و در دومى نه، فرمود تو ميمانى تا روز وقت معلوم كه نامبرده است براى مرگ تو نزد خدا يا براى انقراض بشر سراسر كه نفخه نخست صور است نزد جمهور و بسا مقصود از هر سه همان روز قيامت باشد و اختلاف تعبير باختلاف اعتبار است، روز جزاء است براى آنچه گذشت، روز بعث است كه تكليف برافتد و گمراهى نباشد، و روز معلوم است كه از اين دو جمله دانسته شده، و از آن برنيايد كه نميرد زيرا بسا در آغاز روز بعث بميرد، و مردم در ميان آن مبعوث شوند.
«قالَ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَنِي» يعنى سوگند باغوايت كه آرايش دهم براشان هر آنچه در زمين است و آنها را بهر گناهى كشانم كه دنيا آماده براى فريب است كه فرموده «او جاودانى خواست در زمين- ١٧٥- الاعراف»