آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٥٦ - ١ در ماهيت پرى و ديو
قول بوجود پرى روشن است.
٢- آنچه را پرى نامند اگر در اين جهانند و با بشر در آميزشند بايد بر اثر آميزش و همنشينى يا دوست شوند و يا دشمن اگر دوست شوند بايد سودى بدهند و اگر دشمن بايد زيانى بزنند، و ما نه اثرى از دوستى بينيم و نه از دشمنى و آنان كه جن گيرند چون توبه كنند و از كار خود دست كشند اقرار كنند كه هرگز اثرى از جن نديدند، و بنا بر اين گمان رود كه نباشند، و از كسى كه از فن جنگيرى توبه كرده بود شنيدم ميگفت من بفلان دستور تسخير پرى چندان روز مواظبت كردم و هيچ خردهاى فروگزار نكردم كه بكار بستم و از احوالى كه گفتند هيچ اثر و خبر نديدم.
٣- راه شناخت اين چيزها يا حس است يا گزارش يا دليل، حسّ كه نيست زيرا ما نه چيزى از آنها ديديم و نه آوازى شنيديم و از كجا در حس در آيند، و كسانى كه گويند آنها را ديديم يا آوازشان را شنيديم يا ديوانهاند و بر اثر اختلال مزاج چيزى بخيال آنها آيد و گمان برند ارواحند و يا دروغگو و دغلند و فريبكار.
و اثبات اين چيزها بگزارش پيغمبران و رسولان باطل است چون اگر اينها باشند نبوت انبياء باطل گردد، زيرا توان گفت: هر چه پيغمبرها معجزه آوردند بكمك پرى و ديو بوده، و نتيجهاى كه مقدمه را باطل كند خود باطل است.
مثلا اگر روا داريم پرى در درون آدمى در آيد رواست گفته شود ناله ستون كه معجزه پيغمبر ٦ شمردند از شيطان بوده كه درون آن رفته و ناليده يا سخن ناقه با پيغمبر از شيطان بوده كه درون آن رفته و سخن گفته و يا اينكه درخت را شيطان كنده و نزد او آورده، و روشن شد كه عقيده بوجود پرى و ديو مايه بطلان نبوت پيغمبرانست و اما چسبيدن بدليل براى اثبات وجود پرى و شيطان نشدنيست زيرا دانستن بودن آنها راهى ندارد و بايد عقيده ببود آنها نادرست باشد اينها است شبهه منكران پرى و ديو.