آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٠٥ - آيات قرآن مجيد
شوند و ناگاه از بينايان باشند ٢٠١- و برادران مشرك آن شياطين در گمراهى آنان افزايند و كم نگذارند.
٧- الانفال ٤٨- و چون كه شيطان كارهاشان را زيور داد و گفت بآنها امروزه كسى از مردم بر شما چيره نيست و راستش من پناه شمايم و چون دو گروه با هم نمودار شدند بدنبال برگشت و گفت البته من از شما بيزارم من بينم آنچه شما نبينيد، من از خدا ترسم و خدا سخت كيفر است.
٨- يوسف- ٥- راستى شيطان براى آدمى دشمنى است روشن ٤٢- از يادش برد شيطان ياد آورى نزد سيّد خود را، ١٠٠- پس از آنكه شيطان جدائى انداخت ميان من و برادرانم.
٩- ابراهيم- ٢٢- و گفت شيطان چون كار گذشت خدا نويد راست بشما داد و من هم نويد دادم و خلف كردم، من بشما تسلطى نداشتم جز اينكه شما را دعوت كردم و شما پذيرا شديد برايم، مرا سرزنش نكنيد، خود را سرزنش كنيد من دادرس شما نيستم و شما هم دادرس من نيستيد، من كافرم بدان چه مرا همكار دانيد از پيش راستى از آن ستمگران شكنجهايست سخت.
١٠- الحجر- ١٧- و نگهش داشتيم از هر شيطان رانده ١٧- جز آنكه بدزدى شنود و دنبال او است تير شهابى آشكار ٢٨- و چون كه پروردگارت بفرشتهها گفت: البته من آفريننده آدمى باشم از گل خشكيده و خره سالخورده ٢٩- و چونش ساختم و جانش دادم بيفتيد براى او سجدهكنان ٣٠- سجده كردند همه فرشتهها سراسر ٣١- جز ابليس كه نخواست با سجدهكنها باشد ٣٢- گفت اى ابليس چه شدت كه نبودى با سجده كنان ٣٣- گفت من نباشم سجده كنم براى آدمى كه او را از گل خشكيده و از لجن سالخورده آفريدى ٣٤- گفت پس برو بيرون از آن كه تو راندهاى ٣٥- راستى لعن بر تو است تا روز جزا ٣٦- گفت- پروردگارا پس مرا مهلت ده تا روز محشر ٤٧- گفت تو از مهلت يافتهگانى تا روز وقت دانسته شده ٣٨- گفت پروردگارا بدين كه مرا سرگردان كردى