آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٢٣ - تفسير
در زمان پيغمبران ديده شوند.
رازى گفته: در- ١٤- ٥٤- تفسيرش اصحاب ما گفتند: آنان آدمى را بينند چون خدا اين ادراك را در ديده آنها نهاده و آدمى آنها را نبيند چون اين ادراك را بديده آنها نداده، معتزله گفتند: سببش اينست كه تن پرى لطيف است و آنها آدمى را بينند چون تنش درهم و كثيف است و پريان براى نيرومندى شعاع ديدشان يك ديگر را بينند، اگر آن در ديده ما هم بخواست خدا باشد آنها را توانيم ديد و اگر خدا تن آنها را درهم نمايد با همين چشم هم توانيم آنها را ديد.
بنا بر اين نزد معتزله ديدن آدمى پرى را بايد يا بوسيله كثيف شدن تن او باشد يا فزودن نيروى ديد آدمى ولى قول خدا كه «از آنجا كه شما آنها را نبينيد» دلالت دارد بر اينكه آدمى پرى را نبيند، زيرا آيه ديدن را در هر گاه روبرو شدن نشدنى دانسته و تخصيصى ندارد.
يكى از دانشمندان گفته: اگر پرى ميتوانست صورت خود را دگرگون سازد و بهر صورتى خواهد درآيد اعتمادى بشناخت آدمى ميسر نبود زيرا آنكه را فرزند يا زن خود بيند بسا پرى باشد كه بشكل او شده و بنا بر اين اعتماد بشناخت اشخاص از ميان ميرفت.
و اگر توانا بودند بر ديوانه كردن و ربودن خرد مردم با اينكه خدا دشمنى سخت آنان را با آدمى روشن كرده چرا در باره بيشتر مردم بويژه علماء و زاهدان اين كار را نكنند چون دشمنى ديوان با علماء و زهاد بيشتر است و چون چيزى از اينها نيست پديدار گردد كه توانائى بر آدمى ندارند.
و تاكيدش قول خداست «نبود مرا بر شما هيچ تسلطى جز اينكه شما را دعوت كردم و پذيرفتيد» مجاهد گفته: ابليس گفت: بما چهار خصلت داده شده بينيم، ديده نشويم، از زير خاك برآئيم، پير ما بجوانى باز گردد.
قول خدا «وَ إِمَّا يَنْزَغَنَّكَ» طبرسى- قد- (٤: ٥١٣) گفته: يعنى اى محمّد اگر