آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٢٥ - ٢ در حقيقت ابليس
اصحاب حديث- پايان.
و گروهى از متكلمين گفتند شيطان فرشته بوده و شيخ الطائفه ما طوسى هم در تبيان آن را بر گزيده و گفته از امام ششم ٧ روايت شده و ظاهر تفاسير ما است و سپس گفته معتقدين باينكه فرشته بوده اختلاف دارند كه چكاره بوده؟
برخى او را دربان بهشت دانسته و برخى پادشاه آسمان دنيا و حكمران زمين و برخى گفتند ميان آسمان و زمين وسوسه ميكرده و تدبير مينموده (تبيان ١: ١٥٠) و دليل آنها كه او را پرى دانند چند وجه است، يك: قول خدا تعالى «جز ابليس كه بود پرى و نافرمان خدا شد» گفتند: هر جا لفظ جن آيد بايد همان جنس معروف مقصود باشد كه در قرآن برابر آدمى آمده و از آن دو جواب گفتند نخست اينكه معنى كانَ مِنَ الْجِنِ: صار من الجن است يعنى از پريان شد نه اينكه از آنها بود چنانچه كانَ مِنَ الْكافِرِينَ در وصف او يعنى از كافران گرديد نه اينكه كافر بود، اخفش و جمعى از لغويان اين را گفتهاند.
دوم: اينكه ابليس از يك رده فرشته بود كه آنها را جن ميخواندند از اين رو كه دربانان بهشت بودند يا براى اينكه بديد نمىآمدند و گواه از قول اعشى آوردند در وصف سليمان ٧ كه:
|
مسخر كرده بود از جن ملائكه نه تن |
در خدمت او ايستاده و بىمزد كار ميكردند |
|
و جواب يكم مردود است باينكه خلاف ظاهر است و نياز بدليل دارد:
دوم: قول خدا تعالى «نافرمانى نكنند خدا را هر چه فرمانشان دهد و انجام دهند آنچه فرمان دارند، ٩- التحريم» كه نافرمانى را از فرشتهها بكلى نفى كرده و بايد ابليس فرشته نباشد.
و جواب دادند كه اين آيه در وصف فرشتههاى خازن دوزخ است نه هر فرشته چه كه خدا پيش از آن فرموده «بر آنند فرشتههاى سخت و تندى الخ» و