آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١١٦ - تفسير
در دين زيانمند و بيمار كند كه گفته «آنها را آرزومند كنم» و اين بيمارى يا به پريشانى است يا كاستى يا نابودى، پريشانى از آرزو است كه گفته: «آنها را آرزومند كنم» براى اينكه آرزومند براى بدست آوردن دلخواه و دفع خشم خود نيرنگ بازد و بوسيله نهانى پردازد و اين يك بيمارى روحى و از پريشانى است.
و اما كاستى را بدان اشاره كرده كه گفته «آنها را وادارم گوش چهارپايان خود را بشكافند» و اين خود كاستى است زيرا آدمى كه خودش را بدنيا باخت در طلب آخرت سست مىشود.
و اما نابودى در اينست كه گفته «دگرگون سازند آفرينش خدا را» زيرا دگرگونى وصف نخست را نابود كند، و معلوم است كسى كه دنبال كامجوئى اين دنيا است و از سعادت روحى روگردانست پيوسته رغبت بدنيا و نفرت از آخرت در دلش فزون گردد و فزون گردد تا دلش از ياد آخرت يكباره دگرگون گردد و هيچ بياد آخرت نباشد و دنياپرستى از آن محو نگردد و هر چه كند و گويد تنها براى دنيا باشد.
و اين مايه دگرگونى آفرينش است، زيرا ارواح آدمى بدين جهان گذرا آمدند و بايد رو بسوى ديگر سرا باشند، و چون معاد را از ياد برد و دل بدين جهان محسوس دهد كه بناچار نابود و نيست شود آفرينش خود را دگرگون كرده چنانچه خدا فرموده «نباشيد مانند آنان كه فراموش كردند خدا را و خدا بفراموشى خودشان دچار كرد» و فرموده «راستى چشم سر آنها كور نيست ولى ديده دلشان نابينا است».
و در قول خدا تعالى «إِنَّما يُرِيدُ الشَّيْطانُ- الخ- گفته راه دشمنى در ميخوارى است كه هر كه بنوشد با دستهايست و مقصودش انس با ياران و شادى و خوشى بگفتگو با آنانست و ميخواهد مهرورزى كند ولى بيشتر بدشمنى و نفرت انجامد زيرا مىخرد را ببرد و شهوت و غضب را برانگيزد و خرد جلو آنها را نگيرد و چون