آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٤٥ - ٣ در مكلف بودن پرى و شيطان
كنند؟ گفت، چند جنسند، و پاك و خالص آنها از باد است نه بخورند و نه بنوشند و نه در دنيا بميرند و نه زايش دارند و اجناسى دارند كه ميخورند و مينوشند و ازدواج دارند چون سعالا، غول، قطارب و مانند آنها.
قرافى گفته، مردم همه ابليس را كافر دانند بر سر داستان او با آدم ٧ و دليل كفرش سجده نكردن او نيست و گر نه بايد بهر كه سجده فرمودند و نكرد كافر باشد و چنين نيست، و كفرش براى حسد بردن بر آدم نسبت بمقام او نيست و گر نه بايد هر حسودى كافر باشد و چنين نيست، و كفرش براى نافرمانى و فسق او نيست و گر نه بايد هر نافرمان و فاسقى كافر باشد، و اين موضوع بر جمعى فقهاء مشكل شده تا چه رسد بديگران.
و بايد دانست كه علت كفر او اينست كه نسبت ستمكارى بخدا داد و كار ناپسند و اين را در ضمن گفته خود «من بهتر از اويم مرا از آتش آفريدى و او را از گل» آشكار كرد، و منظورش بگفته پيشوايان محقق از مفسران و ديگران اينست كه واداشتن بزرگ و والا بسجده بر زبون جور است و ستم و اينست وجه كفر او لعنه اللَّه و مسلمانان اتفاق دارند كه هر كه آن را بخدا تعالى و تنزّه بندد كافر است اختلاف دارند كه پيش از ابليس كافرى بوده يا نه؟ قولى است كه نه و او نخست كافر است و برخى هم گفتند پيش از او كفارى بودند چون پريانى كه در زمين بودند پايان آيا كفر ابليس از نادانى شد يا لجبازى اهل سنت دو قول دارند و خلافى نيست كه پيش از كفرش خداشناس بوده، هر كه او را از نادانى كافر داند گويد دانش او رفت و خدانشناس شد چون كافر شد و آنكه از لج داند گويد كافرى خداشناس بود، ابن عطيه گفته: كفر با ماندن دانش او بعيد است جز اينكه بنظر من رواست و نشدنى نيست با خذلان خدا تعالى هر كه را خواهد.