آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٢٥ - تفسير
خدا پريان و همگنان آنها را توانا كند كه خود را بمردم بنمايند و مانند جانورى شوند زيرا تنشان رقيق است و امكان آن در آن هست، و ديديم كه آدمى را كه هواء را جمع كند و پراكنده سازد و اجسام نرم را بهر شكل درآورد و مايه آنها بيش و كم نشود.
اخبار بسيار است كه شيطان خود را باهل دار الندوه نمود در صورت يك شيخ نجدى، و روز بدر بصورت سراقه حاضر شد، و جبرئيل هم براى اصحاب رسول خدا ٦ بصورت دحيه كلبى نمودار شد، و باز نشدنى نيست كه خدا صورت آنها را در برخى حالات دگرگون سازد و مردم براى يكنوع امتحان آنها را بينند رازى در- ١٥: ١٧٤- تفسيرش گفته: در كيفيت آرايش شيطان دو وجه گفتند.
١- شيطان بهمان وسوسه كارهاشان را آرايش داد و بصورت آدمى در نشد و اين قول حسن است و اصمّ.
٢- بصورت آدمى در آمد، گفتند چون مشركان خواستند ببدر روند از بنى بكر بن كنانه نگران بودند كه مبادا بخونخواهى كسى كه از آنها كشتند از پشت سر بدانها يورش برند، و ابليس بشكل سراقه بن مالك كه يكى از اشراف بنى كنانه بود با سپاهى از ديوان و پرچمى بدو نمايان شد و گفت: امروز كسى بر شما چيره نگردد و من هم پناه شما هستم.
و چون ابليس ديد فرشتهها فرو مىآيند بدنبال برگشت و گفتند دستش در دست حارث بن هشام بود، و چون برگشت حارث بدو گفت: در اين حال ما را بىياور ميكنى؟ گفت من بينم آنچه نبينيد، و زد تو سينه حارث و گريختند، و در اين داستان چند پرسش است؟
١- چه سودى داشت كه شيطان بصورت سراقه درآيد.
جوابش اينست كه اين خود معجزهاى شد براى پيغمبر ٦ زيرا چون كفار بمكه برگشتند، گفتند: سراقه مردم را شكست داد و او گفت من از رفتن