آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٤٤ - تفسير
از بس بزرگ بودند «و چون مرگ سليمان را انجام داديم، ره ننمود آنان را بر مرگش جز جانور زمين» كه موريانه بود «و عصايش را خورد» و چون بروى زمين افتاد دانستند كه مرده.
ابو بصير از امام پنجم ٧ روايت كرده كه سليمان شياطين را فرمان داد گنبدى از شيشه برايش بسازند، و در اين ميان كه ايستاده بود و بر عصايش تكيه زده بود در ميان گنبد و نگاه ميكرد كه جنّ چگونه گنبد را ميسازند و آنها هم بوى نگاه ميكردند ناگاه سليمان ديد مردى با او در ميان گنبد است گفت: تو كيستى؟ پاسخ داد كسى كه رشوه نگيرد و از پادشاهان نترسد، و ايستاده بود و تكيه زده بود بر عصايش در گنبد و جان او را گرفت، فرمود: يك سال ماندند و كار كردند برايش تا موريانه را خدا فرستاد و عصايش را خورد.
در حديث ديگر است از امام ششم ٧ كه آصف سر كار او بود تا وقتى موريانه عصا را خورد و در افتاد و «جن عيان شدند» و بمردم روشن شد «اگر غيب ميدانستند در عذاب خوار كنند نميماندند» يعنى در كارهاى سخت.
و گفتند: مقصود اينست كه همه پريان ناتوانانشان دانستند كه سرورانشان غيب ندانند زيرا آنها بدانها وانمود ميكردند كه غيب ميدانند.
و گفتند: مقصود اينست كه بر آدميان روشن شد كه پريان غيب ندانند چون بمردم وانمود ميكردند كه آنان غيب ميدانند، و تعبير بروشن شدن بر پريان براى الزام آنانست، و مؤيد اين معنى است قرائت امام چهارم و ششم ٧ و هم ابن عباس و ضحاك «تبينت الانس».
و اما سبب انجام پريان اين كارهاى بزرگ را اينست كه خداى تبارك و تعالى آنها را تنومند و نيرومند آفريده بود بر خلاف پريان لطيفاندام كه در ديد مردم نيايند تا معجزه نبوت سليمان باشند و در بر او چون اسيران بودند و توانائى كارهائى را كه بآنها فرمان ميداد داشتند، و چون آن حضرت در گذشت بآفرينش اصلى خود برگشتند و در اين روز آماده آن كارها نيستند.