آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٤ - روايات
باشند زيرا منظور آنها ديوانه از جادو بوده است، و گفتند مقصود از دميدن در گره برگرداندن مردان از تصميم آنها بوده به نيرنگ چنانچه گره را بآب دهن تر كنند تا گشودنش آسان شود.
«وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَدَ» يعنى حسدش را پديد كند و بدان كار كند.
رازى در (ج ٣٢ ص ١٩٠) تفسيرش گفته: آيا رواست بدعاء و عوذه پناه برند يا نه؟ برخى آن را روا دانسته و اين روايات گذشته را دليل آنها آورده و جز آنها و برخى روا ندانسته چون جابر از پيغمبر ٦ روايت كرده كه از رقيه نهى كرد و فرمود: ٦ خدا را بندهها است كه نه داغ كنند براى درمان و نه رقيه جويند و بر پروردگار خود توكل كنند، و فرمود: بخدا توكل ندارد آنكه داغ كند يا رقيه ستاند.
و آيا آويختن دعا رواست يا نه؟ برخى براى برخى اخبار روا ندانسته و برخى تجويز كردند، از امام باقر ٧ پرسش شد از تعويذ كه بر كودكان آويزند و در آن رخصت داد و آيا دميدن در گره رواست يا نه؟ برخى روا ندانند و از عكرمه روايت كنند كه نشايد دعاخوان و دعانويس بدمد يا دست بكشد يا گره زند تا- آخر گفتهاش-
[روايات]
١- در تفسير على بن ابراهيم (١٦٥) در داستان كوچ جعفر بن ابى طالب و همراهانش بحبشه است كه قريش عمرو بن عاص و عمارة بن وليد را نزد نجاشى فرستادند تا آنها را برگردانند و- و خبرى طولانى كشانده تا گفته- كنيزى بالاى سر نجاشى بود كه او را باد ميزد بعماره نگريست كه جوانى زيبا بود، عاشق او شد.
و چون عمرو بن عاص بخانه برگشت بعماره گفت: با كنيز پادشاه معاشقه كن و با او معاشقه كرد و او هم پذيرفت، عمرو گفت: از عطر مخصوص شاه از او بخواه، و از او خواست و بوى فرستاد و عمرو آن را نزد نجاشى برد و داستان را گزارش داد.
نجاشى خشم كرد و خواست عماره را بكشد و پشيمان شد كه ايلچى است،