آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٣٥ - تفسير
«وَ كانَ الشَّيْطانُ لِرَبِّهِ كَفُوراً» ناسپاسى شيطان براى خدا اينست كه بگناه و افساد و گمراه كردن مردم ميپردازد و هر كه هم خدا باو مالى يا جاهى داده و آن را در جز كارهاى خداپسند بكار برد ناسپاسى نعمت خدا كرده و با شيطان همكار است و ناسپاس بپروردگار است.
«إِنَّ الشَّيْطانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ» يعنى ميان آنان فتنه ميكند چون دشمن آشكار آدمى است.
بيضاوى در قول خدا «لِمَنْ خَلَقْتَ طِيناً» گفته: يعنى او را از گل آفريدى يا اينكه مايه هستى او گل است و اشاره است بعلت ترك سجده «قالَ أَ رَأَيْتَكَ هذَا الَّذِي كَرَّمْتَ عَلَيَ» بمن خبر بده اين كيست كه بمن ارجمندش داشتى و سوگند ميخورم كه اگرم تا رستاخيز به پساندازى همه نژادش را لگام زنم و از بن بكنم جز اندكى و دانست كه اين كار برايش آسانست از گفتار فرشتهها كه «آيا در زمين نهى كسى كه تباهى در آن انگيزد» و تقرير خدا و هم از اينكه آدمى دچار وهم و شهوت و خشم است «فرمودش برو» گم شو و هر كارى خواهى بكن «هر كه پيرو تو شد سزايش دوزخ است سزاى فراوانى، بران آنها را بآوازت براى گناه و بسرود و لهو و بازى. و فرمان بمنظور تهديد است و فراهم ساز بر آنها خيل و رجل خود را.
در تفسير خيل و رجل اختلاف است، از ابن عباس است كه هر سواره و پيادهاى كه در گناه است خيل ابليس است و سپاه او، و هر سوار و پياده در گناه خدا را شامل است، پس خيل و رجل او هر كس است كه همكار او است در واداشتن بگناه، و بسا شيطان را سپاهى است از شياطين كه برخى سوارند و برخى سوارند و برخى پياده يا مقصود ضرب المثل است و اين بهتر است.
«وَ شارِكْهُمْ فِي الْأَمْوالِ» شركت شيطان در اموال هر تصرف زشتى است در مال از دريافت ناحق و پرداخت بناحق و ربا و غصب و دزدى و معاملههاى فاسد قاضى چنين