آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١١٠ - تفسير
شمارد كه بد است چون عقل از آن غمين شود و هرزهگى است چون شرع آن را بد شمرده و زشت دانسته و گفتند سوء همه قبائح باشد و هرزگى كبائر فزون از اندازه.
و گفتند يكم آنست كه حدى ندارد و دوم آنكه در شرع حدى دارد رازى در ج ٥: ٤ ط مصر تفسيرش گفته: بدان كه فرمان و وسوسه شيطان همان خاطرههاى دل ما است و مردم در باره آنها چند وجه گفتند:
١- مايه اينها چيست؟ برخى گفتند كلماتيست نهانى، فلاسفه گفتند تصور و تخيل سخن است چون صورتى كه در آينه نقش بندد، زيرا اين صور تا اندازهاى مانند چيزها است گرچه از هر جهت مانند نيستند، و بسا اعتراض شود كه صورت خيالى اين كلمات مانند حروفند يا نه؟ در صورت يكم خود حروفند و همين مىشود كه اينها اصوات و حروف نهانيند و اگر نه اصلا حروف نيستند و آنچه من در خود يابم اينست كه حروف و اصواتى منظمند مانند سخن خارجى، و عربى در دل خود بهمان عربى سخن دارد و عجمى بعجمى و خاطره اين حروف مانند خارج بدنبال همند و ثابت شود كه خاطرهها حروف و كلمات نهانند.
٢- اين خاطرهها كار كيست.
بنا بر اصل مسلم ما كه هر پديده كار خداست جواب روشن است.
ولى معتزله كه اين اصل كلى را نپذيرند چنين نگويند و بعلاوه متكلم نزد آنها سخن ساز است و اگر سخن ساز خاطرهها همه خدا باشد با اينكه دروغ هم دارند لازم آيد كه خدا بدان موصوف شود و خدا از آن برتر است و نميشود گفت سخن ساز درونى خود بنده است زيرا بسا از آنها بدش آيد و تلاش كند كه نباشند و نميشود بلكه بدنبال هم آيند و بايد ديگرى آنها را بسازد كه فرشته است يا شيطان و شايد آنها در پايان مغز يا دل سخن سازى كنند تا آنجا كه اگر كسى سخت كر باشد آنها را بشنود.
و اگر گوئيم سخن فرشته يا شيطانست و اينها بخود وجود دارند و لا مكانند