آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٤٠ - تفسير
او بيم داشتند.
٣- ابن عباس گفته: مقصود اينست كه بر آنها مسلط بود و هر كار با آنها ميخواست ميكرد.
اگر گويند از چه آنها را نگهدارى ميكردند؟ گوئيم در آن سه وجه است.
١- از گريز و ترك كار ٢- از يورش بر كسى در زمان او ٣- از اينكه در كار خود خرابكارى كنند، چون شيوهشان اين بود كه روز ميساختند و شب ويران ميكردند.
جبائى از خود پرسيده، چگونه با تن نازك ميتوانستند كارهاى سنگين كنند با اينكه تنها وسوسه از آنها ساخته بود؟ پاسخ داده كه خداى سبحانه آنها را نيرومند كرد و بزرگ نمود تا معجزه سليمان باشند، و چون سليمان درگذشت آنها را بآفرينش نخست خود برگردانيد، زيرا اگر بهمان آفرينش مانده بودند مايه شبهه مردم ميشدند و اگر كسى بدروغ دعوى نبوت ميكرد كار آنها را معجزه خود مىآورد مانند معجزههاى انبياء و از اين رو خدا آنها را بآفرينش نخست برگرداند.
و بدان كه اين سخن بىمايه است بچند وجه يكم: چرا گفتى: جن از اجسام است، و چرا پديدهاى نباشد بىمكان و نه جادار در آنچه مكان دارد بلكه مجرد باشد و جن هم از آن جنس باشد.
اگر گوئى اگر موجود امكانى، مجرد از ماده و مدت باشد شريك و مانند خدا گردد و آن نشدنى است.
گويم: اين اعتراض سست است زيرا شركت در لوازم سلبى است و آن مايه همانندى نيست، پذيريم كه جن جسم است ولى چرا جسم لطيف نتواند كارهاى دشوار كند؟ و پايه سخنش اينست كه بنيه شرط كار دشوار است و دليلى در دست ندارد جز استقراء سستى بپذيريم كه بايد جسم كثيف شود ولى چرا گوئى پس از