آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٦٨ - اخبار باب
شمشيرش براست و چپ اشاره ميكرد و درنگى نكرد كه آن اشخاص چون دود سياهى شدند و امير المؤمنين تكبير گفت و از دره بالا آمد، و با آن سپاه ايستاد تا مكان از آنچه دود و غبار داشت پاك شد.
ياران رسول خدا ٦ گفتند يا ابا الحسن چه ديدى؟ نزديك بود از هراس بر تو هلاك شويم بيشتر از آنچه براى خود در هراس بوديم، فرمود: چون دشمن چشمرس من شد و نامهاى خدا را بر آنها بلند كردم زبون شدند و دانستم چه بيتاب شدند و بىترس بدرون دره رفتم، و اگر بجاى خود ايستاده بودند همه را نابود ميكردم، خدا نيرنگ آنها را كفايت كرد و از مسلمانان شر آنها را گردانيد، و هر چه از آنها ماندهاند پيش از من نزد پيغمبر ٦ رسند و ايمان آورند.
و امير المؤمنين و همراهانش نزد رسول خدا ٦ برگشتند و بوى گزارش داد و شادمان شد و در باره او دعاى خير كرد و فرمود: يا على هر كدام از خدا ترسيدند پيش از تو نزد من آمدند و مسلمان شدند و من اسلام آنها را پذيرفتم.
٤٤- در ارشاد است كه اين حديث را عامه هم مانند خاصّه نقل كردند و چيزى از آن را منكر نشدند و معتزله كه بعقيده برهمنان گرائيدند آن را رد كردند و چون حديثشناس نيستند آن را منكرند و در اين روش براه زنادقه رفتند كه بقرآن و آنچه در باره جن و ايمانشان بخدا و رسول او دارد طعن زدند و هم بدان چه خدا در سوره الجن از آن حكايت كرده كه گفتند: البته ما شنيديم قرآنى را شگفتآور تا آخر گزارشى كه در اين سوره از آنها داده.
و چون اعتراض زنادقه با معجزه بودن قرآن و شگفتى خيره كن آن باطل است طعن معتزله هم در اين خبرى كه روايت كرديم باطل است چون در عقل چيزى نشدنى نيست و روايت از دو طريق شيعه و سنى رسيده، و روايات دو دسته مخالف برهان صحت آنست، و انكار نامنصفانه معتزله و مجبره زيانى در آنچه ذكر كرديم ندارد كه عمل بدين روايت لازم است، چنانچه انكار ملحدان و دستههاى زنديقان و يهود و ترسا