آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢١٨ - اخبار اين باب
١٦٨- در دعائم- از على ٧ كه يك شب بهمراه رسول خدا بوديم و ستارهاى پرتاب شد و نهان گرديد، و آن حضرت بمردم فرمود: شما در زمان جاهليت كه مانند آن را ميديديد چه ميگفتيد؟ گفتند: ميگفتيم بزرگى مرده و بزرگى زاده.
فرمود: آن پرتاب نشود براى مرگ كسى يا زندگى كسى، ولى چون پروردگار ما كارى را فرمان دهد و مقدر سازد، حاملان عرش تسبيح گويند و آن را بگويند و اهل آسمانى كه پهلوى آنها است بشنوند و بگويندش تا برسد باهل آسمان دنيا و ديوان گوش ايستند و بسا چيزى از آن را دريابند و بكاهنان رسانند و در آن بيش و كم كنند و كاهنان بسا خطا كنند و بسا درست گويند.
سپس خداوند با اين اختران آسمان را غدقن كرد و كهانت برداشته شد و ديگر پيشگوئى نيست و امام ششم اين آيه را خواند» إِلَّا مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ مُبِينٌ- درستش: شهاب مبين است- ١٨- الحجر» و اينست فرموده خدا «و راستى ما بوديم كه كمين مينشستيم براى گوش گرفتن- الآية- ٩- الجنّ).
١٦٩- در منثور سيوطى- ١- ٥١- از ابن عمر كه ابليس بموسى برخورد و باو گفت: توئى كه خدايت برسالت برگزيده و بخوبى با تو سخن گفته، من گناه كردم و ميخواهم توبه كنم برايم نزد پروردگارم شفيع شو تا توبه مرا بپذيرد، موسى گفت: بسيار خوب، و بدرگاه خدا دعا كرد و گفتند حاجتت برآورده است، و موسى ابليس را ديد و فرمود: فرمان دارى بگور آدم سجده كنى تا توبهات پذيرفته شود، سربزرگى كرد و خشم نمود و گفت: من بزنده او سجده نكردم، بمردهاش سجده كنم؟
سپس ابليس بموسى گفت: براى اين شفاعت تو را بر من حقى است در سه جا بياد من باش كه تو را چون ديگران هلاك نكنم: ١- چون خشم كنى كه من مانند خون در وجودت روان گردم ٢- چون در جهاد بر دشمن روى كه آدمى را بياد زن و فرزندش آرم تا برگردد ٣- مبادا با زن بيگانه همنشين شوى كه من پيغام شما را بهم رسانم