آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٢٨ - ٢ در حقيقت ابليس
منقطع است، و آن در كلام عرب مشهور و در قرآن هم مشهور است خدا سبحانه فرموده «نشنوند در آن بيهوده و گناهكارى جز گفتن سلام سلام، ٢٦- الواقعه» و فرموده «نخوريد مالتان را ميان خودتان به بيهوده جز اينكه تجارت باشد برضاى شما ٣٨- النساء» بعلاوه اين يك پرى بود ميان هزارها فرشته و در تعبير مغلوب آنها شد و از آنها استثناء شد كه همه سجده كردند جز او براى اينكه او هم فرمان سجده داشت و باين اعتبار استثناء او رواست و مردود شده كه هر دو وجه خلاف اصل باشند و بىضرورت سخن بدانها تفسير نشود، و دلائل فرشته نبودنش عموم است و اگر فرشته باشد تخصيص لازم آيد و اگر نباشد بايد استثناء حمل بر منقطع شود، و تخصيص عموم در قرآن بيش از استثناء منقطع است، و قول ما بهتر است.
و اما اينكه گفتيد يك پرى ميان هزارها فرشته در تعبير مغلوب است، در صورتى كثير بر قليل غالب شود كه آن قليل مورد توجه نباشد و اما اگر اصل و مايه سخن همان قليل باشد نبايد مغلوب كثير گردد، و اين مورد نظر است.
دوم: اينكه اگر ابليس فرشته نبود فرمان سجده كه خطاب بفرشتهها است كه فرمود: «قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا» شامل او نميشد تا ترك سجود او سرپيچى و تكبر و گناه باشد، و سزاوار نكوهش و كيفر نبود پس دانستيم كه خطاب شامل او است و اين دليل است كه فرشته است.
و جواب دادند كه اگر چه فرشته نبود ولى ميان آنها بزرگ شده و با آنها آميخته بود و چسبيده و از اين رو خطاب او را فرا گرفت بعلاوه بسا كه فرمان بخصوصى براى سجده داشته كه از قول خدا «ما مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ» فهميده مىشود.
و نخست مردود است باينكه آميختن وى بدانها مايه توجه خطاب بدو نشود چنانچه در جاى خودش ثابت شده و دومى باينكه ظاهر قول خدا تعالى «و چون