آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٧٠ - اخبار باب
جاى مبر، ما پذيرائيم و اين لطفى است كه بتو پيش داريم و دوست داريم از تو تشرف بريم بدين وضع.
ناگاه در كنار چادر طبق بزرگى نمودار شد و همراهش طبقهاى ديگر بود از انگور و انار و موز و ميوههاى بسيار و ابو محمّد همراهانش را دعوت كرد و خود خورد و آنان هم خوردند از آن ميوهها.
در امان الاخطار: بىسند آن را از دلائل نقل كرده، در النجوم هم بسندى تا امام چهارم مانندش را آورده- ٩٣- دلائل الامامه.
بيان: دلالت دارد بر جواز تصرّف در آنچه پريان آورند چنانچه مقتضاى اصل است.
٤٦- در عيون المعجزات سيد مرتضى- ٣٧-: بسندى از سلمان كه يك روز پيغمبر ٦ در ابطح نشسته بود و گروهى اصحابش با او بودند و رو بما داشت و حديث ميفرمود: و ناگاه نگاه كرديم بگردبادى كه برخاست و گرد بر آورد و پيوسته نزديك ميشد و گرد بالا ميگرفت تا برابر پيغمبر ٦ ايستاد و از ميانش شخصى كه بود بر آمد و گفت: يا رسول اللَّه من نماينده تيره خويشم، بتو پناهندهايم ما را پناه ده و با من از طرف خود كسى را بفرست تا از تيره ما بازرسى كند زيرا پارهاى از آنها بر ما شوريدند و ستم كردند تا ميان ما و آنها بحكم خدا و كتابش قضاوت كند، و از من پيمان اكيد بگير كه آن كس را در فرداى فردا سالم برگردانم جز اينكه از خدا برايم پيشامدى كند.
پيغمبر ٦ باو فرمود: تو كيستى؟ قومت كيانند؟ گفت: من عرفطه پسر شمراخ يكى از بنى نجاح، من و گروهى از خاندانم استراق سمع ميكرديم، و چون از اين كار جلوگيرى شديم ايمان آورديم و چون خدايت به پيغمبرى برانگيخت بتو ايمان آورديم كه خود ميدانى و البته تو را باور كرديم، و برخى از قوم با ما مخالفت كردند و بهمان دين كه داشتند ماندند، و ميان ما و آنها اختلاف شد