آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٣٠ - تفسير
بوجود پرى و ديونه خلاف خرد است و نه خلاف دليل و اصرار بر انكارش همانا در اثر نادانى و كم هوشى است.
و چون امكان وجود شياطين بطور كلى روشن شد سزاوار است كه بگوئيم فرشتهها از نور آفريدهاند و شياطين از دود و شراره چنانچه خدا فرموده «و جان را از اين پيش از آتش زلال آفريديم، ٢٧- الحجر» و اين سخن نزد فلاسفه ديرين مشهور است و خردمند را نسزد كه آن را از صاحب شريعت ما صلوات اللَّه عليه نپذيرد پايان.
بيضاوى در ١: ٦٣٤- تفسيرش گفته: «فَلا تَلُومُونِي» سرزنش نكنيدم بوسوسه كردن شما چون كسى كه اعلام دشمنى كرده بدين چيزها سرزنش ندارد «و خود را سرزنش كنيد» كه دعوت مرا پذيرفتيد و در برابر دعوت من از پروردگارتان فرمان نبرديد، من نتوانم بفرياد شما برسم از عذاب و شما نتوانيد بفرياد من برسيد من به بتپرستى شما كافرم و از آن بيزارم امروزه ...
و در قول خدا «وَ حَفِظْناها مِنْ كُلِّ شَيْطانٍ رَجِيمٍ» گفته: يعنى نتوانند بدان برايند و اهل آن را وسوسه كنند و اثرى در كار آنها داشته باشند و بر حالشان آگاه شوند جز آنكه خبر دزدى كنند و از آسمانيها بمناسبت هم گوهرى خبرى بربايند يا از اوضاع و حركات كواكب چيزى بفهمند، و از ابن عباس است كه از آسمانها ممنوع نبودند و چون عيسى زاد از سه آسمان محجوب شدند، و چون محمّد ٦ زاد از همه آسمانها بوسيله شهاب ممنوع شدند، و وجود شهاب پيش از زايش در آن زيانى ندارد زيرا بسا اسباب ديگر دارد.
و گفتند مقصود اينست كه ولى هر كه استراق سمع كند بدنبال او است شهابى روشن براى هر بينا.
شهاب شعله فروزان آتش است و به اختر و نيزه هم گويند كه درخشش دارند ١: ٦٤٥- ٦٤٦- و رازى- ١٩ ١٨٢- تفسيرش در «إِلَّا إِبْلِيسَ» گفته: اتفاق دارند كه ابليس