آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٩٨ - اخبار باب
كه نامش سماك بن خرشه است روايت كرده كه من برسول خدا ٦ شكوه كردم از اينكه چون در بستر بخوابم سوتى مانند سوت آسيا و جنجالى چون جنجال مگس عسل بشنوم و پرتوى چون برق، و سر بردارم و در برابر خود سياهى بينم كه بالا رود بدرازى صحن خانهام و دست بپوستش كشم مانند پوست خارپشت است، و به چهرهام مانند شراره آتش افكند، فرمود: اين جن خانه تو است اى ابو دجانه وانگاه دوات و كاغذ خواست و بعلى ٧ فرمود بنويسد:
بسم اللَّه الرحمن الرحيم اين نامهايست از رسول رب العالمين بشب آيندههاى عمار و زوار جز آنكه براى نيكى آيد اما بعد راستى براى ما و شما در درستى گشايشى است اگر عاشق شيفتهاى باشد و يا هرزه يورشگرى اين كتاب خدا است كه بر ما و شما بحق گوياست «إِنَّا كُنَّا نَسْتَنْسِخُ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ، إِنَّ رُسُلَنا يَكْتُبُونَ ما تَمْكُرُونَ» صاحب اين نامهام را وانهيد و بدنبال بت پرستان برويد و آنان كه پندارند با خدا معبود ديگريست لا إِلهَ إِلَّا هُوَ، كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ، لَهُ الْحُكْمُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ، حم لا ينصرون، حمعسق پراكنده شويد اى دشمنان خدا من حجت خدا را بشما رساندم و لا حول و لا قوة الا باللَّه العلى العظيم، فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللَّهُ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ.
ابو دجانه گفت: نامه را گرفتم و تا كردم و بخانه آوردم و زير سرم نهادم و شب را آسوده خوابيدم و بيدار نشدم جز از فرياد كسى كه ميگفت: اى ابو دجانه ما را با اين كلمات آتش زدى تو را بحق سرورت كه اين نامه را از ما بردار كه ما را بازگشتى بخانهات و در كنارت و در هر جا اين نامه باشد نباشد، ابو دجانه گفت:
برش ندارم تا رسول خدا ٦ اجازه دهد.
ابو دجانه گفت: از اين ناله و شيون و گريه پريان كه شنيدم شبم دراز گذشت و بامداد نماز صبح را با رسول خدا ٦ خواندم و آنچه آن شب از پريان شنيدم بوى