آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٦٥ - اخبار اين باب
|
جانش دادم بيفتيد برايش سجده كنان |
همه فرشتهها همه سجده كردند |
|
جز ابليس ٧١- ص تا ٧٤» كه تعصبش دامن گير شد و بآفرينش خود بر آدم باليد و بمايهاش تعصب ورزيد اين دشمن خدا پيشواى تعصبداران و پيش كسوت متكبرانست كه پايه تعصب را نهاد و با خدا در رداء جبروت ستيزه كرد و جامه عزتمندى بر خود پوشيد و سرپوش خوارى را بدور افكند تا فرمود- از آنچه خدا با ابليس كرد عبرت گيريد كه كردار دراز و تلاش سخت او را نابود ساخت، او شش هزار سال خدا را پرستيد كه كس ندانست از سالهاى دنيا است يا سالهاى آخرت، براى تكبّر يك ساعت، پس از ابليس چه كسى از كيفر خدا سالم ماند در گناه او، نه هرگز خدا آدمى را ببهشت نبرد با گناهى كه فرشتهاى را برايش از آن بدر كرده زيرا حكمش براى اهل آسمان و زمين يكى است، ميان او و هيچ كدام آفريدههاش نرمش و رخصت نيست براى مرزى كه بر جهانيان غدقن كرده.
اى بندههاى خدا بر حذر باشيد كه دشمن خدا دردش را بشما بكشاند و با سپاهش شما را برانگيزد، بجان خودم شما را نشان تير زه كشيده خود ساخته و خوب زه را كشيده و از نزديك بشما پرتاب كرده و گفته: «پروردگارا بسزاى آنكه مرا از راه بدر كردى آرايش دهم برايشان آنچه در زمين است و همه را از راه بدر برم ٣٩- الحجر» تيرى از گمان به نهان دورى افكند و پندارى نارسا آورد و حميت كشان و متعصبان و قهرمانان كبر و جاهليت او را راستگو در آوردند تا آخر خطبه بيان: اينكه فرمود فرشتهاى را از آن بيرون كرد، ظاهرش اينست كه شيطان فرشته بوده، و بسا جواب دارد كه شيطان بوابستگى فرشته بوده نه بآفرينش تمام خطبه و شرحش گذشته.
٥٠- ٣٣٢- بسندى از انس بن مالك كه روزى رسول خدا ٦ بر در خانهاش بهمراه على بن ابى طالب ٧ نشسته بود كه شيخى جلو آمد و برسول خدا ٦