آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٨٨ - اخبار باب
آمد و چون بدر رسيد صورت عوض كرد و از سوراخهايش وارد شد، و نزد خرماها آمد و آنها را بدهن ميكرد و من جامه را بر خود تنگ بستم و سر راهش را گرفتم و گفتم: اشهد ان لا اله الا اللَّه و اشهد ان محمّدا عبده و رسوله اى دشمن خدا بزكات خرما يورش بردى و آن را برگرفتى و سزاوارتر بدان از تو هست، البته تو را نزد رسول خدا ٦ برم و رسوايت كنم، و با من پيمان بست كه برنگردد.
فردا نزد رسول خدا رفتم و فرمود: اسيرت چه كرد؟ گفتم پيمان داد كه بر نگردد، فرمود: او برگردد در كمينش باش، شب دوم در كمينش بودم: و همان كار را كرد و با من پيمان بست كه برنگردد و فردا نزد رسول خدا ٦ رفتم و گزارش دادم، فرمود: البته او باز گردد و در كمينش باش و شب سوم او را پائيدم و همان كار را كرد و منهم با او همان را كردم و گفتم: اى دشمن خدا دو بار با من عهد بستى و اين بار سوم است.
گفت: من نانخور بسيار دارم و از نصيبين تا اينجا آمدم و اگر در فرود آن بچيزى دسترسى داشتم اينجا نميامدم و ما در همين شهر شما بوديم تا پيغمبر شما مبعوث شد و چون دو آيه بر او فرود آمدند ما از او گريزان شديم و به نصيبين افتاديم و آنها در خانهاى خوانده نشوند جز اينكه تا سه روز شيطان در آن در نيايد، و اگر تو مرا آزاد كنى آنها را بتو بياموزم، گفتم: آرى، گفت: آية الكرسى و آخر سوره بقره از «آمن الرسول» تا آخر سوره.
من آزادش كردم و بامداد نزد رسول خدا ٦ رفتم و آنچه گفت باو گزارش دادم، فرمود: اين دروغگو راست گفته: گويد: پس از آن آنها را بر آن انبار ميخواندم و كسى در آن نديدم ١: ٣٢٤- ٧٩-: ٣٢٥- از ابن عباس كه رسول خدا ٦ مهمان ابى ايوب انصارى بود و خوراكش در زنبيلى بود در پستوخانه، و از روزنه خانه نور مانندى مىآمد و از خوراك برميداشت و از آن برسول خدا ٦ شكوه كرد، فرمود: آن غول