آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٢٦ - تفسير
شما خبر نداشتم تا شكست شما را شنيدم و از اينجا مردم دانستند كه او سراقه نبوده و شيطان بوده ٢- چون خدا بصورت آدمش كرد ديگر شيطان نبود يك آدم بود، و جوابش اينست كه نپذيريم، زيرا آدميت بجوهر نفس ناطقه است و نفوس شيطان جدا از نفس آدمى است، و تغيير صورت مايه تغيير حقيقت نيست، و اين خود يك دليل شرعى است بر اينكه آدمى اين كالبد ظاهر و صورت مخصوص نيست، تا آخر آنچه در اينجا گفته.
«مِنْ بَعْدِ أَنْ نَزَغَ الشَّيْطانُ بَيْنِي وَ بَيْنَ إِخْوَتِي» كشاف گفته: يعنى ميانه ما را بهم زد و تباه كرد و نزغ سگ زدن دابه است.
«وَ قالَ الشَّيْطانُ لَمَّا قُضِيَ الْأَمْرُ» رازى در- ١٩: ١١٢- ١١٤- گفته: مفسرين گفتند: چون بهشتيان در بهشت جاگيرند و دوزخيان در دوزخ مردم ابليس را سرزنش كنند و او ميان آنها اين سخنرانى كه خدا از او نقل كرده (و قال الشيطان) ايراد كند، و گفتند: چون بكار حساب رسيدگى شود باشد و نخست اولى است.
و مقصود از شيطان خود ابليس است، و از رسول خدا ٦ روايت است كه چون خدا مردم را براى محاكمه جمع آورد كافر گويد: مسلمان را ميانجى هست و شفيع ما كيست؟ و او جز ابليس نيست كه ما را گمراه كرده، و نزد او آيند و از او درخواست كنند و او گويد «راستى خدا بشما نويد درست داد» كه رستاخيز و سزاى كردار است و بانجام رسانيد، و من خلاف آن را بشما وعده دادم و خلف كردم و تقرير سخن اينست كه نفس آدمى خواهان حالات دنياست و سعادت اخروى را و كمالات معنوى را دريافت نكند و خداست كه بدانها خواند و فرمود: «آخرت بهتر و پايدارتر از دنيا است، ١٧- الاعلى» و اما اينكه فرمود: «ما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ» يعنى من توانائى و تسلطى بر شما نداشتم كه شما را بزور بر كفر و گناه وادارم جز اينكه از شما بوسوسه دعوت كردم،