آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٥٠ - تفسير
پريان را و فزودند پريان گمراهى آدميان را تا بآنها پناهنده شدند.
«و راستش آدميان پنداشتند چنانچه شما پنداشتيد» اى پريان يا بر عكس و اين دو آيه نقل سخن پريانست كه بهم ميگفتند، يا گزارشى است از خدا در باره آنها.
«و ما از آسمان جستجو كرديم كه بآن رسيم يا از آن خبر بدست آريم» و دريافتيم كه پر شده از پاسبانان سرسخت» كه فرشتههاى جلوگير آنهايند «و از شهابها» كه ستارههاى پرّان و سوزانند.
«ما هميشه در كمينگاه مىنشستيم براى گوش گرفتن» بىمانع و پاسبان در آنجا «و اكنون هر كه گوش كند تير شهابى در كمين خود دريابد» و او را براند.
«و راستش نميدانيم براى زميننشينان قصد سوئى شده» كه آسمان را بروى آنها بستهاند «يا پروردگارشان خواسته آنها را براه راست رساند و بخوشى «و راستش از ما هستند نيكانى» كه مؤمن و خوشكردارند.
«و از مايند فروتر از آن» كه ميانه روند «ما بوديم در چند راه و آئين پراكنده».
«راستش ما ميدانستيم كه خدا را درمانده نسازيم، و نتوانيم از او گريخت و چون فرياد هدايت را شنيديم» كه قرآنست «بدان گرويديم و هر كه بگرود بپروردگارش نگرانى ندارد از كاستى مزد و از خوارى» زيرا خدا نه مزد را كم دهد و نه از ستم كسى را خوار كند.
«و راستى از مايند مسلمانان و از مايند ستمكاران» جدا از راه حق كه ايمان و فرمانبريست «و هر كه مسلمان شد آنان راه راست را جستند» كه آنها را بثواب رساند «و اما ستمكاران هيزم دوزخ باشند» و آنها را در آن بسوزاند مانند كفار آدميزاده «و راستش اگر آدمى و پرى براه راست بودند بدانها آب فراوان نوشانديم» و زندگى خوش داديم و ذكر آب فراوان كه مايه زندگى و رفاه است