آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٣٧ - تفسير
ضابطهاى كه گفتيم واردند «و نويد ندهدشان شيطان جز بفريب» زيرا دعوت او بيكى از سه چيز است: شهوترانى، خشم و انتقامستانى، و جاهطلبى، و اينها نه خداشناسى آرند و نه خدمتى بدرگاه او باشند و نكوهش فراوان دارند.
١- اينها در واقع لذت نيستند و همان جدا شدن از دردند.
٢- اگر هم لذت باشند پستند و همكارى با سگها و كرمها و چسنهها.
٣- زود گذر و نابودشونده.
٤- بدست آمدن آنها رنجهاى فراوان و سختيهاى جانستان دارد.
٥- كامجوئى فرج و شكم همراه رطوبتهاى گند آورند.
٦- بر جا نمانند، مرگ، پيرى، ندارى، افسوس از دست رفتن، بيم از مرگ جلوگير آنهايند و اين مطالب گرچه بظاهر لذت دارند ولى دچار اين آفاتند و مخافات بزرگ و تشويق بدانها فريب است.
«إِنَّ عِبادِي» يعنى همه بندگانم يا خصوص اهل فضل و ايمان چنانچه گذشت «وَ كَفى بِرَبِّكَ وَكِيلًا» چون توانائى شيطان مايه نگرانى انسانست خدا او را بخود وابسته و دلدارى داده كه از او نگهدارى ميكند و كيد شيطان را دفع مينمايد، و دلالت دارد كه معصوم كسى است كه خدا او را نگهدارد، و آدمى خودش نتواند از مواقع گمراهى كنار باشد (٢١: ٥- ٩ تفسير رازى) در «انه كانَ مِنَ الْجِنِّ» گفته مردم را در اين مسأله چند قول است:
١- شيطان از فرشتهها بود و جن هم بود، چون يك تيره فرشتهها را جن نامند كه خدا فرموده «و ساختند ميان او و جن نژاد: ١٨٥- الصافات» و هم فرموده «و ساختند براى خدا شريكانى از جن، ١٠٠- الانعام» بعلاوه پرى را جن گويند چون نهان از ديده است و فرشتهها هم چنين باشند و در جن داخلند و وجه سوم اينكه شيطان دربان بهشت بوده و او را جنى گفتند يعنى وابسته به جنت مانند كوفى و بصرى.