آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٦٠ - اخبار باب
و امروزه شياطين بكاهنان خود از گفتگوهاى مردم گزارش ميدهند و از كارهاى آنان، و شياطين حوادث دور دست را بهم ميرسانند كه كى دزدى كرده و كى كشته و كى نهان شده و مانند مردم راستگو دارند و دروغگو، گفت: چگونه شياطين بآسمان برميآمدند با اينكه با مردم در خلقت و پيكر همانند بودند و براى سليمان بن داود بناها ساختند كه بشر از آن درمانده است.
فرمود: پيكر آنها براى سليمان كلفت شد چنانچه مسخر او شدند و آنان آفريده رقيق باشند و خوراكشان باد است و دليلش اينست كه بآسمان بر آيند و گوش گيرند، و پيكر كلفت نتواند بالا رود جز با نردبان يا وسيله.
در خصال- ١: ١٥٢-: بسندى از امام ششم كه پدرها سهاند: آدم كه مؤمن زائيد، و جان كه كافر آورد و ابليس كه كافر آورد، و در آنها زايش نيست همانا تخم نهد و جوجه كند و همه نرند و ماده ندارند.
٣٣- و از همان- ١: ١٥٤: بسندى از امام ششم ٧ كه پرى ٣ بخش است: بخشى همراه فرشتهها، بخشى پرنده در هوا، بخشى سگان و مارانند- الخبر- ٣٤- در علل و عيون- ١٣٤- بسندى كه شامى نام پدر جن را از امير المؤمنين ٧ پرسيد فرمود: شومان و همانست كه از آتش زلال آفريده است، و پرسيد آيا خدا پيغمبرى بر پريان فرستاده؟ فرمود: آرى، پيغمبرى بنام يوسف بر آنها فرستاد و آنها را بخدا عزّ و جلّ خواند و او را كشتند.
٣٥- در علل و عيون- ١٤٦-: بسندى تا امام ششم ٧ كه يك روز سليمان بن داود بيارانش گفت: راستى خدا تبارك و تعالى بمن پادشاهى بخشيده كه پس از من ديگرى را نسزد، باد را مسخرم كرده و هم آدمى و پرى و وحوش را، زبان پرندهها بمن آموخته و هر چه را بمن داده و با اين همه نتوانستم يك روز تا شب شاد باشم، و ميخواهم فردا بالاى كاخ روم، و بممالك خود نگاه كنم بكسى اجازه ندهيد نزد من آيد تا روز مرا اندوهگين نسازد، گفتند: بسيار خوب.