آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٥٩ - ١ در ماهيت پرى و ديو
و اين اعتراض نادرست است بدو دليل:
يكم: اينكه ما بر شخص معينى حكم كنيم كه آدمى است، اسب نيست و قضاوت كار نفس است و بايد دو طرف را دريابد تا قضاوت كند، و در اينجا همان نفس است كه درك كلى كند و بايد كه مدرك جزئى هم او باشد.
دوم: بگو نفس مجرد نتواند از آغاز و بيواسطه جزئى را دريابد ولى نزاعى نيست كه با ابزار تن ميتواند جزئيات را دريابد، و چرا روا نباشد كه براى اين جواهر مجرده بنام پرى و ديو ابزارى جسمانى باشد چون كره اثير و كره زمهرير و بوسيله آنها جزئى را دريابند و در اين تنها اثر كنند و اين تمام گفتار است در باره اين مذهب.
و اما آنها كه معتقدند پريان جسمى هوائى يا آتشىاند گفتند اجسام در حجم پذيرى و اندازه دارى برابرند و اين دو خاصيت عمومى از اعراضند و همه اجسام در پذيرش اين اعراض با همند ولى چند چيز كه در ماهيت از هم جدايند مانعى ندارند كه در برخى لوازم شريك هم باشند و چرا نگوئيم اجسامى كه ذات و ماهيت مخصوص بخود دارند اگر چه در حجم پذيرى و اندازه دارى با اجسام ديگر شريكند، خود لطيف و نفوذ كن و زنده و خردمندند و توانا بر كارهاى دشوار، و تفرقه و پاره پذير نباشند.
و در اين صورت اين اجسام ميتوانند بهر صورت در آيند و خود را بهر شكلى بسازند و بادهاى تند آنها را ندرد و جسم كثيف و درهم آنها را از هم جدا نسازد، آيا فلاسفه نگفتند آتشى كه از صاعقه برآيد در يك لحظه در درون سنگها و آهن درآيد و از سوى ديگر بدر رود، و چرا اين صورت پريوش چنين نباشد، و بنا بر اين پريان توانند در درون مردم روان باشند و در آن كار كنند و زنده و فعال و محفوظ از تباهى بمانند تا مدت معين و وقت معلوم، همه اين حالات تصور