آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٩٠ - اخبار باب
زناشوئى دارند و بميرند، و آنان همانند كه چون شغال و غول و مانند آنهايند.
٨٤- از يزيد بن جابر كه هيچ خانه مسلمانى نيست جز آنكه در سقفش خاندانى پريانند كه مسلمانند و چون چاشت بكشند فرو آيند و غذا خورند و چون شام كشند فرو آيند و شام بخورند.
٨٥- و از عكرمه بن خالد كه در اين ميانه كه در دل شب نزد زمزم نشسته بود چند تن با جامههاى سفيد كه بسفيدى آنها نديده بودم هرگز طواف كردند و چون فارغ شدند نزديكم نماز كردند و يكيشان رو بيارانش كرد و گفت: ما را ببريد تا از نوشابه نيكان بنوشيم، و بزمزم در آمدند، و گفتم بخدا كاش ميان آنان ميرفتم و از آنها پرسش ميكردم، برخاستم و بدرون رفتم، هيچ آدم نديدم.
٨٦- ٦: ٤٤ در منثور و از زبير در قول خدا تعالى «وَ إِذْ صَرَفْنا إِلَيْكَ نَفَراً مِنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ» اين در نخله بود كه رسول خدا نماز عشاء پسين را ميخواند و نزديك بود همه بر او بشورند.
٨٧- و از ابن مسعود كه فرو شدند بر پيغمبر ٦ و او در بطن نخله قرآن ميخواند و چون شنيدند گفتند: «خاموش باشيد و نه تن بودند و يكيشان زوبعه بود و خدا فرو آورد «وَ إِذْ صَرَفْنا إِلَيْكَ نَفَراً تا آخر آيه» ٨٨- از ابن عباس كه نه تن از اهل نصيبين بودند و رسول خدا ٦ آنها را پيك عشيره خودشان نمود.
٨٩- و نيز از او است كه جن دو بار رو به رسول خدا ٦ آوردند و از اشراف جن و نصيبين بودند.
٩٠- و از ابن مسعود كه پرسيدندش كجا رسول خدا بپريان خواند؟ گفت:
درهاى بنام حجون.
٩١- و از عكرمه است كه ١٢ هزار بودند و از جزيره موصل آمدند.
٩٢- و از صفوان بن معطل كه بحج رفتيم و چون بعرج رسيديم و بناگاه