آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٩ - تفسير
تعويذ داد- و برخى اخبار گذشته را يادآورى كرده- تا گفته:- ٥- رسول خدا ٦ وارد خانه ام سلمه شد و نزد او پسر بچهاى بود كه ناله ميكرد، ام سلمه گفت يا رسول اللَّه چشمش زدند، فرمود: مگر دعاى چشم برايش نگرفتيد؟ ٦- فرمود: پيغمبر ٦ «العين حق» و اگر چيزى بر قدر پيشى ميگرفت چشم بدان پيشى ميگرفت.
٧- از عايشه است كه پيغمبر ٦ بكسى كه چشم زده ميفرمود: وضوء سازد و چشم رسيده از آبش غسل كند.
٨- در ماهيت چشم زخم، كه جبائى بسختى آن را رد كرده و بر ناپذيرى خود شبههاى هم نياورد تا چه رسد بدليلى قابل توجه، و آنان كه آن را پذيرفتند وجوهى برايش آوردند:
يك: جاحظ گفته: ريزهها از چشم زن بكشند و بر تن چشم خورده نشينند و بر آن اثر كنند مانند گزش، و زهر و آتش گرچه نحوه اثر كردنش با آنها جدا است، قاضى گفته اين سست است زيرا اگر چشمى چنين اثرى داشته باشد بايد بر آنچه هم از آن خوشش نيايد اثر كند.
و بدان كه اين اعتراض سست است، زيرا از چيزى كه خوشش آيد بسا دوست دارد كه بماند مانند فرزند و بوستان خودش و بسا بد دارد كه بماند مانند خوشامدن حسود از آنچه دشمن او دارد كه در صورت يكم بهمراه خوشامد نگرانى سختى از نابودى آنست كه مايه دلگيرى و گرمى جدى دل و روح است و ديده را هم گرم كند.
و در صورت دوم بهمراه خوشامد حسد سخت و اندوه بزرگى از نعمت دارى دشمن روح را بفشارد و گرمش كند و بدنبال آن پرتو ديده هم گرم و اثر بخش شود بخلاف اينكه خوشش نيايد و گرمى نيفزايد و اين دو حالت از هم جدايند و از اين رو پيغمبر ٦ شور چشم را فرمود: وضوء سازد و چشم رسيده را فرمود: آب تنى كند.
من گويم: بنا بگفته رازى بايد در صورت خوشامد او از چيزى و اندوه خوردن از مصيبت يا ترس بر هر چه نگرد آن را زهر زند و آفت رساند نه خصوص همان