آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٧٦ - اخبار اين باب
گفت: اى پيغمبر خدا بسيار خوب ميتوانى بپرسى.
فرمود: بمن باز گو كدام چيز نزد تو اميدواركنندهتر و پشتيبانتر و دلدارىبخشتر از اندوه تو و چشم روشنتر كن تو و بهتر تو را پابرجا كند و دلت را شادتر كند؟
گفت: اى پيغمبر خدا من ميترسم آن را بكسى بگوئى و از تو ياد گيرند و از آن خود را نگهدارند و نيرنگ من بيهوده شود.
فرمود: خدا در كتابش كار تو و نيرنگت را فرو آورده و براى پيغمبران و دوستانش بيان كرده و از آنچه بايد كناره كردند، و اما گمراهان را تو بدانها سزاوارترى كه مانند گوى در دست تواند و تو آنها را ببازى ميگيرى و گفتار تو از گفتار خدا اثربخشتر و عزيزتر نيست.
گفت: اى پيغمبر خدا راستى اميدبخشتر چيزى نزد من و پشت محكمتر كن و چشم روشنكنتر برايم زنانند كه بند و دامهاى منند و تير بىخطاى منند پدرم قربانشان اگر اينان نبودند نميتوانستم كمترين آدمى را گمراه كنم، بوسيله آنها است كه بمقاصد خود برسم و بدانها مردم را در مهالك افكنم.
چون متوجه عابدان و علماء شوم بر من چيره شوند، و هر چه سپاه بر آنها گسيل دارم بگريزند و پس از شكست و گريز بياد زنان آيم و خوشدل شوم و خشمم آرام شود و خاطرم آسوده گردد، و عقده دلم گشوده شود و اندوهم تسلى يابد و چشمم روشن گردد و پشتم محكم شود.
و اگر زنها از نژاد آدم نبودند من آنها را سجده ميكردم چون آنها خانمهاى منند و جاشان بر دوش و گردن من است و بر من است آنچه خواهند، هيچ زنى از ناحيه من نيازى نخواهد جز كه براى انجامش بسر شتابم نه با پا زيرا آنها اميد منند و پشت و عصمت و پسند و ثقه و فريادرس منند.
فرمود: سود و شادى تو در گمراه كردن آدمى چيست؟ و براى چه بدان تسلى يابى؟