آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٢٤ - ٢ در حقيقت ابليس
و نفس و مزاج و صورت نوعى آنها نگذارند از هم بپاشند و تبديل اشكالشان بتبديل احوال باشد و با هوشى كه دارند جهت وزش بادها را بفهمند و هم وسائل انحلال ديگر را و خود را از آنها حفظ كنند و در پناهگاه كشند.
و اما اينكه جواب دادند لطافت آنها بمعنى زلالى چشم آنها است نه وقت قوام تن آنها با ورود آنان در سوراخهاى تنگ و ظهور آنان در شكلهاى خرد و درشت در يك ساعت دمساز نباشد.
سپس مذاهب حكماء را در اين باره ذكر كرده، فلاسفهاى كه معتقدند به جن و شيطان پنداشتند جن جوهر مجرديست كه تصرف و اثر در جسم عنصرى دارد گرچه مانند روح آدمى بتن او وابسته نيست، و ديوان نيروهاى خيالى باشند در آدمى كه تسلط دارند بر نيروى عقل و او را از توجه بخدا و كسب كمالات معنويه به پيروى شهوات و لذات جسمانيه و حسيه و وهميه كشانند.
و برخى از آنان پنداشتند جانهاى آدمى پس از مردن و قطع علاقه اگر خوبند و پيرو خرد پرى باشند، و اگر بد و شرّانگيز و گمراهكن، ديو باشند و خلاصه عقيده بوجود فرشته و شيطان مورد اتفاق آراء است و قرآن خدا و سخنان انبياء بدان گويا است، و ديدن پرى از بسيارى خردمندان و اهل كشف از اولياء حكايت شده و راهى براى نفى آن نيست چنانچه دليل عقلى براى اثبات آنها وجود ندارد.
سپس روش حكماء الهى را ياد كرده كه بعالم برزخ و مثال معتقدند و فرشته و پرى و ديو و غول از اين عالمند و برخى گفتار در باره آن گذشته.
٢ [در حقيقت ابليس]
٢- اصحاب ما و هم مخالفان اختلاف دارند كه ابليس فرشته بوده يا پرى؟
بيشتر متكلمين از ما و ديگران گفتند فرشته نبوده و اخبار آن گذشت، شيخ مفيد در كتاب مقالات خود گفته: ابليس بالخصوص پرى بوده و فرشته نيست و نبوده و خدا تعالى فرموده «جز ابليس كه پرى بوده ٥١- الكهف» و اخبار بدين معنا از ائمه هدى ٧ متواتر است و آن عقيده اماميه است و بسيارى از معتزله و