آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٩٦ - اخبار باب
ابليس گفت: در زمين حادثهاى رخ داده و پريان گرد او فراهم شدند گفت:
در زمين پراكنده شويد و بمن گزارش دهيد كه اين حادثه چيست كه در آسمان با ديد شده، و يكم رسته فرستادهها كاروانى بودند از اهل نصيبين كه اشراف پريان بودند و سروران آنها و آنان را بتهامه فرستاده، و رفتند تا در وادى نخله رسيدند و ديدند پيغمبر ٦ نماز بامداد ميخواند در بطن نخله و گوش دادند.
چون خواندن قرآن را شنيدند گفتند: خاموش باشيد، پيغمبر ٦ نميدانست كه آنان گوش ميدهند و قرآن ميخواند، و چون از نماز فارغ شد، برگشتند و قوم خود را بيم دادند و مؤمن شدند.
١٠٦- و از ابن عمر است كه روزى كه پيغمبر بنبوت رسيد شياطين از آسمان ممنوع شدند و تير شهاب خوردند.
١٠٧- و از ابن عباس كه جن پيش از بعثت پيغمبر ٦ از آسمان خبر ميشنيدند، و چون مبعوث شد آسمان پاسبانى شد و نتوانستند بشنوند و بديگران جن كه خبر نميگرفتند گفتند: ما آسمان را لمس كرديم و يافتيم كه از پاسبانانى سخت پر شده و از شهابها و آنها ستارههايند، ما در آن مىنشستيم براى گوش گرفتن و هر كه اكنون گوش گيرد شهابى در كمين خود يابد.
ميگويد ستارهاى در كمين خود يابد كه با آن تير خورد، فرمايد چون بتير زده شدند بقوم خود گفتند: ما نميدانيم قصد سوئى شده بكسانى كه در زمينند يا پروردگارشان ميخواهد آنها را هدايت كند.
١٨٠- و از اعمش كه جن گفتند: يا رسول اللَّه بما اجازه ميدهى كه در نماز مسجدت شركت كنيم و خدا فرو فرستاد «و راستى كه مساجد از آن خداست و نخوانيد با خدا احدى را» ميفرمايد نماز بخوانيد و با مردم نياميزيد.
١٠٩- و از سعيد بن جبير كه جن به پيغمبر ٦ گفتند چگونه بمسجد آئيم و ما از تو دوريم؟ چگونه در نماز عصر حاضر شويم و از تو دوريم، و اين آيه آمد «وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ- الآية-