آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١١ - تفسير
اينكه در حقيقت خود آنها جنبشى نداشتند و درونشان جيوه بوده و چون در برابر خورشيد گرم شده بالا جهيدند و او گمان برده كه خودشان ميشتابند و همانا كارشان جادو بوده و جادو پيروز نشود در هر جا باشد زيرا در برابر حقيقت نابود است.
و در تفسير «وَ إِنْ يَكادُ الَّذِينَ كَفَرُوا» در (ج ١٠ ص ٣٤١) گفته: يعنى البته نزديك است آنان كه كافر شدند تو را بكشند و نابود سازند، از ابن عباس است كه آن را چنين قرائت ميكرده «يقتلونك و يهلكونك» كلبى گفته: يعنى تو را بر خاك افكنند، و از سدّيست كه يعنى تو را چشم زنند، و مقصود همان چشم زدنست جز جبّائى كه چشم زدن را نپذيرفته و رمانى گفته: سخنش درست نيست، زيرا مانعى ندارد كه اين كار از خدا باشد براى يك مصلحتى، چون مفسرين بر آن اجماع دارند و عقلا هم آن را روا دارند.
و گفتهاند يك شور چشم آنها چون قصد چشم زدن چيزى را داشت ٣ روز گرسنه ميماند و سپس آن را ميستود و بخاك ميافكند چه كه ميگفت: امروز بمانند اين گوسفند يا اين شتر يا فلانه چيز نديدم، و چون خواستند پيغمبر را هم چشم زنند چنين گفتند، از فرّاء و زجاج است.
و گفتند: مقصود آيه اينست كه چون قرآن ميخوانى و بيگانهپرستى دعوت ميكنى با ديده دشمنى و خشم و انكار بر تو نيز نگرند و نزديك است تو را با تيزى ديدار بخاك افكنند و از جايت بركنند، و اين تعبير در سخن بكار ميرود و از زجاج نقل شده. و چون قرآن را شنودند ميگويند او ديوانه است با اينكه قرآن جز شرف نيست براى همه جهانيان تا روز قيامت يا يادآور آنانست، حسن گفته داروى چشم زخم خواندن اين آيه است- پايان- و در باره نزول سوره فلق گفته: لبيد بن اعصم يهودى رسول خدا ٦ را جادو كرد و آن را در چاه بنى رزيق دفن كرد و پيغمبر ٦ بيمار شد و در اين ميانه كه خواب بود دو فرشته آمدند يكى بالاى سرش نشست و ديگرى نزد پاهايش