آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٢ - تفسير
و باو گزارش دادند كه جادو در چاه ذروان است ميان گل خشكيده خرما و زير سنگ آبنشين تك چاه.
و رسول خدا ٦ بيدار شد و على ٧ را بهمراه زبير و عمار فرستاد تا آب چاه را كشيدند و آن سنگ را برداشتند و آن گل خشكيده را برآوردند و در آن شانه سرى بود و چند دندانه از شانهاى و گره بندى كه ١١- گره داشت و با سوزن در آن كوبيده بودند، و اين دو سوره فرو آمدند و هر آيهاى خوانده ميشد گرهى باز ميشد و رسول خدا ٦ سبك شد و برخاست و گويا از بندى رها شد.
و جبرئيل ميگفت: بنام خدا بتو ورد ميخوانم از هر چه آزارت ميدهد، از حسود و از چشم، و خدا درمانت كند، اين را از عائشه و ابن عباس روايت كردند و اين روا نيست زيرا جادو شده عقلش پريشان گردد و خدا آن را بر پيغمبرش روا ندانسته كه فرموده «گفتند ستمكاران پيروى نكنيد جز مردى كه جادو شده ببين چه نمونهها برايت زدند و گمراه شدند ٤٩- اسرى).
ولى بسا آن يهودى يا دخترانش در اين باره كوشيدند چنانچه در روايت است ولى نتوانستند اثرى كنند و خدا كار آنها را به پيغمبرش گزارش داد تا آن را برآوردند و دليل بر راستگوئى آن حضرت شده، چگونه تواند بيماريش كار آنان باشد و اگر بر آن توانا بودند او را با بسيارى از مؤمنان ميكشتند با اينكه بسختى دشمن آنها بودند.
در تفسير «مِنْ شَرِّ النَّفَّاثاتِ فِي الْعُقَدِ» گفته: يعنى از شر زنان جادوگر كه در گرهها بدمند، و همانا فرمان شده به پناهگيرى از شرّ جادوان براى اينكه مينمايند بيمارى و تندرستى و كارهاى سود آور و زيانمند و خوب و بد ميتوانند كرد، و مردم عوام باور ميكنند و زيان بزرگى بدين ميرسد، و مينمايند كه پريان را در خدمتند و غيب ميدانند، و اين خود فساد روشنى است در دين، و بايد از شرشان بخدا پناه برد.