آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٦٤ - اخبار اين باب
اينكه سزاوار خشم گردد، و آزمايشش كامل شود و بوعده وفا گردد و فرمود:
«راستى تو از مهلت دارانى تا روز هنگامه معلوم» و آنگاه خدا آدم را بخانه خود جا داد كه زندگى گوارا و جايگاهى آسوده داشت و او را از ابليس و دشمنيش برحذر داشت، و دشمنش با او رقابت ورزيد در ماواى بهشتى و يارى زيبايان و او را فريب داد.
بيان: سپرده خدا بفرشتهها اشاره است بقول خدا تعالى «وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خالِقٌ بَشَراً» الآية- قبيل در اصل گروه است از ٣ ببالا از مردمى پراكنده و اگر از يك پدر باشند، قبيله نام گيرند، و قبيل دارى ابليس در اينجا غريب است، زيرا در اين وقت نژادى نداشته و همانندى در آسمان نداشته و شايد مقصود پريان زمين باشند كه آنان هم فرمان سجده داشتند و ذكر نشدنشان در آيات و ديگر اخبار براى بىاعتنائى بدانها است، يا مقصود خلقى بودند در آسمان جز فرشتهها و بسا مراد به قبيل او نژاد او باشند و سجده نكردن آنها بآدم براى اين باشد كه بدان رضا دادند كه در روايت ديگر فرموده همانا مردم با رضا و خشم با هم فراهم شوند، ناقه ثمود را يكى پى كرد و خدا همه ثمود را عذاب كرد چون بدان راضى بودند و بهمه وابست كه فرمود «فَعَقَرُوها فَأَصْبَحُوا نادِمِينَ، ١٥٧- الشعراء» ٤٩- نهج البلاغه ج ١ ص ٣٩٦- در خطبه قاصعه فرمود: سپاس از آن خداست كه خود را بعزت و كبريا آراست و هر دو را از آفريدهها واگرفت و ويژه خود ساخت و مرز خود نمود و بر ديگران غدقن كرد، و آرم ولائى خود برگزيد و هر بندهاش در آنها با وى ستيزه كرد طردش نمود، و آن را آزمايش فرشتههاى نزديكش ساخت تا متواضع و متكبر بدان از هم جدا شوند، و با اينكه دانا بر از دلها و نهان غيبها است.
فرمود: البته من آفريدگارم آدمى را از خاك و چون او را ساختم و از خود