آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٢٧ - ٢ در حقيقت ابليس
و استدلال كردند بجدائى جن از فرشته باينكه فرشته روحانيست و مايه آفرينش او نزد برخى هواء و نزد ديگران نور است و خوراك و نوشاك ندارند و جنّ از آتش آفريدهاند كه خدا تعالى فرموده «و جان را از آن پيش از آتش زلال آفريديم، ٢٧- الحجر» و در اخبار هم از استنجاء با استخوان و سرگين غدقن شده براى اينكه خوراك جن و دواب آنهايند و جواب دادند بمنع همه مقدمات، در تبيان گفته: اگر دانسته شود كه فرشتهها خوردن و نوشيدن ندارند دانستن اين نتوانيم كه ابليس ميخورد و مينوشد با اينكه گفتند آنان خوراك را ببويند و نخورند (تبيان شيخ طوسى ٧: ٥٧).
و استدلال شده نيز بقول خدا «و روزى كه همه را محشور كند وانگه بفرشتهها فرمايد آيا اينان شما را ميپرستيدند؟ گويند منزهى تو، سرپرست ما توئى نه آنها بلكه جن را ميپرستيدند و بيشترشان بدانها مؤمن بودند ٣٠ و ٣١» سبا»، و معارضه شده با قول خدا در آيه ديگر «و ساختند ميان او جن پيوند نسب ١٥٩- الصافات» زيرا قريش ميگفتند فرشتهها دختران خدايند و خدا گفته آنها را رد كرد و فرمود «سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ»، ١٥٩ الصافات».
و جواب داده شده كه آيه بوجوه ديگر تفسير شده يكى آنكه مقصود از آن گفته زنادقه است كه خدا و ابليس برادرند يا اينكه خدا نور و خير و حيوان سودمند آفريد و ابليس تاريكى و بدى و حيوان زيانبار، و برخى شيطان را با خدا پرستند و اينست پيوستى كه ميان خدا و جن ساختند و يكى اينكه گفتند خدا با جن ازدواج كرده و فرشتهها پديد شدند.
و آنها كه ابليس را فرشته دانند دو دليل آرند يكى اينكه خدا تعالى او را از ملائكه استثناء كرده و استثناء يعنى بيرون كردن فردى از جنس كه اگر استثناء نبود داخل بود و بنا بر اين بايد فرشته باشد و جواب دادند كه استثناء در اينجا