آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٧٦ - باز هم در حقيقت جن و پرى
چون بآنها نقض كنيم بامور عادى ديگر بايد شما روا داريد كه همه آبهاى درياها طلا و نقره شوند و همه كوهها ياقوت و زبرجد، و بمحض اينكه ما چشم بنديم در آسمان هزار خورشيد و ماه پديد شوند و تا چشم گشائيم خدا تعالى همه را نيست كند، از جدا كردن اينها و آن از هم درمانند.
پريشانى انديشه آنها از اينست كه امور عادى را بديد آوردند و برخى را واجب شمرده و برخى را جائز و چون قانون درستى براى جدا كردن اين دو دسته از هم ندارند پريشان خاطراند و بايد همه را يكسان دانند و مانند فلاسفه همه را روى قانون علت و معلول واجب شمارند يا چون اشعرى همه را غير واجب و منوط باراده خدا دانند، و زورگوئى در فرق ميان آنها دور از باور است و بنا بر اين توان گفت پريان با تن تيره و نيرومند هستند و نشدنى نيست كه در بر ما باشند و ديده نشوند اين از نظر اشعريست و شرح اين وجوه است.
و من در شگفتم از اين معتزله كه چگونه قرآنى كه فرشته و جن را ثابت ميكند باور دارند و بعقائد خود هم پايدارند، زيرا قرآن دلالت دارد كه فرشتهها نيروى بزرگى بر كارهاى دشوار دارند، و هم پريها، و اين نيرو جز در اجزاء درهم و سخت نشود و بايد فرشته و پرى چنين باشند، وانگه اين فرشتهها كه نويسنده اعمال و پاسبان مايند هميشه در بر ما هستند، و براى جان گرفتن هم در بر محتضر آيند و در بر پيغمبر ٦ هم مىآمدند و ديگران كه پيش او بودند آنها را نمىديدند و كسانى هم كه نزد كسى باشند كه جان ميدهد چيزى نمىبينند.
اگر ديدن جسم كثيف و تيره بايست است چرا ما آنها را نبينيم و اگر بايست نيست عقيده آنها نادرست است و اگر فرشتهها ديده نشوند براى اينكه جسم آنها لطيف است و مانند هوا است و با اين توانا بر كارهاى سخت و دشوارند اينكه گويند بنيه و پيكره شرط زندگيست نادرست در آيد و اگر گويند جسم لطيفند ولى توانا بكارهاى سخت نيستند موجب انكار