آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٤٤ - تفسير
خواهد شد، و بناتوانان خود گزارش ميدادند و بآنها وانمود ميكردند كه غيب ميدانند و خدا بدين شهابها آنها را از نزديك شدن بآسمان باز داشت چون آنان را بدان ميزد و ميسوزانيد.
و در اينجا چند پرسش است.
١- اين شهابها همان اخترانند كه خدا بدانها آسمان را زيور كرده يا نه؟
نخست باطل است زيرا اين شهابها نابود شوند و اگر همان اختران حقيقى بودند بايد پيوسته اختران آسمان بكاهند و معلوم است كه چنين نيست و اگر آنها را بشياطين پرت كنند ديگر زيور آسمان نباشند و اين خود تناقضى است در هدف آنها و بخش دوم كه گوئيم جز اختران آسمانند نيز مشكل است چون خدا در سوره تبارك فرموده «و البته زيور كرديم آسمان دنيا را بچراغها و ساختيم آنها را راندن شيطانها- يعنى همان چراغها را» و پاسخ اينست كه شهب جز اختران فروزان پابرجايند، و اينكه فرمود «و لقد زينا- تا آخر، گوئيم هر نور بخشى در فضاى بالاى چراغ اهل زمين است جز اينكه برخى هميشه باشند و دگرگون نشوند و برخى چنين نباشند و آنها همين شهابهايند كه خدا پديد كرده و راندن ديوان ساخته.
٢- چگونه رواست كه ديوان بآسمان روند با اينكه بتجربه ميدانند شهاب آنها را ميسوزاند و البته بمقصود خود نرسند و آيا مىشود خردمندى چنين كند چه رسد بديوان كه نيرنگ و هوش بيشتر دارند و پاسخ اينست كه تير شهاب جاى مشخصى ندارد و گر نه بدان نميرفتند و چون از رفتن بجاهاى فرشتهها ممنوعند و جاى آنها مختلف است و بسا بجائى رسند كه تير خورند و بسا نه چون بفرشته نرسند و تير نخورند و چون گاهى دچار خطرند رواست كه بروند در آنجا كه گمان برند شهابى نيست چنانچه دريانوردان بگمان سلامت در آن روند و بسا هم دچار طوفان گردند.
اين را جبائى در تفسيرش گفته و بسا معترض گويد: چون بالا روند اگر بجاى