آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٩٣ - اخبار اين باب
١٠٧- و از همان (آن را در خصال نيافتيم و گويا اشتباه مصنف است و از علل است- ٢٣٨ از پاورقى ٢٤٨) بسندى از عطيه كه نام مأبون را نزد امام ششم ٧ بردم، فرمود: خدا كسى را كه در او خيرى داند بدين بلا مبتلا نكند، در دبر آنان رحمى است وارونه مانند رحم زنها، و شريك آنها شده پسرى از ابليس بنام زوال و هر مرد كه از شركت با او باشد مأبون گردد و هر زن كه از او باشد هر جايى شود.
در كافى- ٥: ٥٤٩ فروع- بسندى مانندش آمده.
١٠٨- در علل- ٢: ٢٦٤-: بسندى از امام ششم ٧ كه چون ولى خدا زاده شود ابليس برآيد و جيغى كشد كه شياطين او در هراس افتند و باو گويند اى آقاى ما تو را چه شد كه چنين جيغ كشيدى؟ پاسخ گويد: ولىّ خدا زاده شد، گويند بتو چه؟ گويد اگر بماند تا ببلوغ رسد خدا بدو مردمى را بسيار رهنمائى كند، باو گويند بما اجازه نميدهى او را بكشيم؟ گويد: نه، گويند چرا با اينكه بدخواه او باشى؟ گويد: براى اينكه ما بوجود اولياء اللَّه بمانيم و اگر در زمين امامى نباشد البته رستاخيز بر پا شود و ما بدوزخ رويم و چرا براى دوزخ شتاب كنيم.
١٠٩- در قصص راوندى: بسندى تا جميل بن دراج كه از امام ششم ٧ پرسيدم آيا ابليس فرشته بود يا پرى؟ فرمود: فرشتهها او را از خود ميدانستند و خدا ميدانست كه از آنها نيست، و چون سجودش فرمود: از او شد آنچه شد.
١١٠- و از همان: باسناد از امام صادق ٧ كه خدا ابليس را بسجده بر آدم فرمان داد و او گفت بار پروردگارا اگرم از سجده بر آدم معاف كنى از تو پرستشى كنم، كه هر كسى مانند آن را نكرده، خدا فرمود: من ميخواهم فرمانم برند از راهى كه خود ميخواهم.
١١١- و از همان: بسندى تا امام ششم ٧ كه خر را آورد سوار كشتى