آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٤٦ - تفسير
هم ثواب دارند و هم عذاب كشند، در بهشت برخورد دارند و بر درهاى آن مزاحمت كنند.
٢- در كشاف گفته: نفر كمتر از ده است و جمعش انفار است سپس بوسيله ابن جرير طبرى از ابن عباس روايت كرده كه آن پريان هفت تن بودند از اهل نصيبين كه رسول خدا ٦ آنها را پيامبر قوم خود نمود، و از زر بن حبيش است كه ٩ گردباد بودند.
٣- آيا در شب استماع پريان از عبد اللَّه بن مسعود همراه پيغمبر ٦ بوده يا نه؟ روايات در اين باره اختلاف دارند.
٤- قاضى در تفسيرش از انس روايت كرده كه من با پيغمبر ٦ در كوههاى مكه بودم و ناگاه پيرى عصا زنان پيش آمد. پيغمبر فرمود: راه رفتن و آهنگ پرى است، گفت: آرى، فرمود: تو از كدام پريانى؟ گفت: من هامة بن هيم بن لاقيس بن ابليسم، فرمود: ميان تو و ابليس جز دو پدر نيست، چند سال دارى؟ گفت عمر دنيا را دارم جز اندكى از آن و در زمان قابيل و هابيل ميان تپهها راه ميرفتم و بسيارى از آنچه بر او گذشته بود يادآور كرد، و در اين ميان گفت: عيسى بمن گفته: اگر محمّد را ديدى سلام مرا باو برسان، من سلام او را رساندم و بتو ايمان آوردم.
گفت موسى بمن تورات را آموخت و عيسى ٧ انجيل را و تو هم قرآن را بمن ياد بده، و باو ده سوره آموخت و رسول خدا ٦ در گذشت و بپايانش نرسانده بود.
در تفسير قول خدا «وَ إِذْ صَرَفْنا إِلَيْكَ نَفَراً مِنَ الْجِنِ» اختلاف است، برخى گفتند: چون رسول خدا قصد خواندن قرآن بدانها نداشت خدا دل آنها را بوى گرائيد و آنها را واداشت كه بدان گوش دادند و از اين رو فرمود: چند پرى را رو بسوى تو كرديم و چونش حاضر آمدند بهم گفتند خاموش باشيد و گوش بدهيد و چون بپايان رسيد برگشتند نزد قوم خود و آنها را بيم دادند، و اين نشود جز پس از ايمان بقرآن