آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٦ - تفسير
و در تفسير امام ٧ در باره «فَيَتَعَلَّمُونَ» گذشت كه مقصود اينست كه جادو طلبان از آنچه ديوان بر ملك سليمان نوشتند راجع به نير نجات و از آنچه بر دو فرشته هاروت و ماروت در بابل نازل شد ياد گرفتند كه ميان زن و شوهر جدائى افكنند و زيان بمردم زنند ياد گرفتند دو بهمزنى را با نيرنگ و سخن چينى و دلفريبى باينكه در كجا دعا زير خاك كرده و چه كارى كرده تا زن و مرد دوست هم شوند يا زن و شوهر از هم جدا شوند ولى جز بخواست خدا كارى نتوانند يعنى خدا آنها را رها كند و اگر خواهد بزور جلو آنها را بگيرد.
طبرسى- ره- در (ج ٤ ص ٤٦١) مجمع در تفسير «فَلَمَّا أَلْقَوْا» گفته: يعنى چون جادوگران سحر خود را نمودند و حيله كردند در جنبانيدن عصاها و ريسمانها بوسيله جيوه درون آنها كه بخورشيد گرم شدند و بهر خدعه و فريبى كه داشتند تا مردم خيال كردند مارهايند، چشم مردم را بستند چون نمايشى دادند بدانها كه واقع آن را نميدانستند، چون دور بودند و نميگذاشتند نزديك آنها بروند و بفهمند، و اين دليل است كه جادو حقيقت ندارد، زيرا اگر در واقع مار شده بودند خدا نميفرمود: چشم مردم را جادو كردند بلكه ميفرمود: چون افكندند مارها گرديدند پايان رازى در (ج ١٤: ٢٠٣) تفسيرش گفته: دليل آنان كه گويند جادو صرف ظاهرسازيست اين آيه است قاضى گفته: اگر جادو حقيقت داشت دلشان را جادو كرده بودند نه چشمشان را، واحدى گفته مقصود اينست كه چشم بندى كردند تا ديدهها درست نديدند و وارونه ديدند.
طبرسى در (ج ٥ ص ١٢٦) مجمع گفته: «وَ لا يُفْلِحُ السَّاحِرُونَ» يعنى پيروز نشوند و دليل بر دعوى خود نياورند و همانا بر ناتوانان فريبكارى كنند «آنچه شما آورديد جادو است» نه آنچه من آوردم خدا جادوى شما را باطل كند چون كار تبهكاران را به نسازد و آن را بيهوده كند تا حق از باطل جدا شود.
و در (ج ٥ ص ٢٤٩- ٢٥٠) در تفسير «لا تَدْخُلُوا مِنْ بابٍ واحِدٍ» گفته: از چشم