درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٥٠٣ - قوله عليه السلام و هو معنى شاء ما شاء و هو سره
قوله: عليه السلام و هو معنى شاء ما شاء و هو سره
: بيان آنست كه مشيت امر وجودى و خواسته روانى است كه بر اساس تصور و تصديق بفائده و تصميم به عمل پس از قضاوت و داورى روان در باره نفع و فائده آنست بديهى است كه مشيت امر وجودى روانى و منشأ همه افعال و آثار و اخلاق است.
و آيه كريمه وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ حقيقت توحيد افعالى حق تعالى را بيان نموده كه مشيت بشر كه اساس هر حركت و جنبش و حركت وجودى و جوهرى است و اساس همه كمالات و فعليات و مراتب وجودى بشرى است هرگز تحقق نخواهد يافت جز اينكه حق تعالى آن را خواسته و مورد مشيت قدس خود قرار داده باشد بالاخره مشيت بشر ظهورى از مسألت حق تعالى خواهد بود و چنانچه بفرض صدور مشيت از بشر وابسته بمشيت حق تعالى نباشد لازم آنست كه مشيت مستقل در وجود باشد خلف فرض است.
زيرا بشر همه شئون وجودى او وابسته بمشيت حق تعالى است چگونه تصور ميرود كه مسألت او وابسته و اساس مشيت حق تعالى نباشد لازم مفاد روايت شريفه و كريمه آنست كه صدور هر فعل اختيارى از بشر طبق مشيت حق تعالى است و پاسخ مثبت نسبت بخواسته بشر است.
هم چنان كه علم و قدرت ساحت كبريائى واحد است و مقتضى تحقق خواسته آنست زيرا هر موجودى ظهورى از خواسته حق تعالى خواهد بود بالاخره اراده و مشيت مرموز حالى و خواستههاى بشر بمنزله مسألت و اظهار حاجت از حق تعالى است در نتيجه افعال اختيارى بشر ظهورى از خواسته و مشيت قاهره حق تعالى خواهد بود و هرگز موجودى استقلال وجودى نخواهد داشت.
و منافات ندارد كه افعال اختيارى بشر با اينكه اساس آن كه اراده و مشيت باشد وابسته بمسئلت مرموز از حق تعالى باشد ولى مشيت حق تعالى پاسخ خواسته