درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٩١ - بيان تضاد نيروى خيال با حس است
تحقق نخواهد يافت و قابل اشاره و لمس نبوده و يا امتداد خطى و اتصال بعدى نخواهد داشت.
بالاخره نيروى حس ادراك آن محدود در ماده محصوره است، چنانچه صورت ديگرى بر آن وارد شود لا محاله زائل خواهد شد و يا نقشى بر آن عارض شود تغيير خواهد يافت، ولى جوهره نيروى خيال از نظر اينكه قائم بذات و مجرد است وسعه وجودى بينهايت خواهد داشت و شاهد آنست كه نورى است كه از مقام قدس ربوبى تابيده و پايه معلومات و عقليات و معارف قرار خواهد گرفت مانند ساير نيروهاى درونى واهمه و عاقله.
منشئات قوه عاقله ممكن است به نيروى تخيل تأثير نمايد و سبب شود كه در نيروى خيال نيز صورت آن پديد آيد و خيال در اثر انفعال آن نيروى عقل آن را در ظرف خيال ايجاد نمايد بلكه بطور تمثل نيز بر حس غلبه نمايد و اثر گذارد و القائات غيبى را با نيروى تخيل بيابد بلكه با نيروى شنوائى نيز بشنود و فرشته را با نيروى احساس مشاهده نمايد و با او گفتگو كند و سماع صوت و كلام غيبى از نظر ظهور مكامن غيب است نه مستند باسباب طبيعى خارجى و چنانچه نيروى خيال مشاهده كند چنانچه تقويت شود بطور تمثل نيروى حس ظاهرى نيز از آن متأثر شده و در خارج كلام را بشنود بدون اينكه سبب خارجى داشته باشد.
و چنانچه نيروى خيال تقويت شود بطور تمثل لا محاله در نيروى احساس تأثير خواهد نمود و بدون وسيله طبيعى در خارج ديده خواهد شد و اين گونه بروز و ظهور مكامن غيبى بعالم شهادت اختصاص بارواح قدسيه رسولان دارد با توجه به اينكه نيروى احساس غير از نيروى تخيل و ضد آنست و نيروى مدرك و ادراككننده با آنچه مورد درك قرار گرفته متحد خواهد بود، يعنى نيروى مدركه، مثلا نيروى خيال بمنزله ماده است و صورت ادراكى فعليت آن