درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٦٤ - نفس روحانيت تعلقى است
كه در صورت مقتضى موصوف برسالت و يا امامت بوده و در صورت عدم وصف شخص رسول و امام قائم بذات شريف خود خواهد بود.
خلاصه جنبه تدبير و نفسيت روح صفت زايد و عارض است نفوس بشرى به تعلق به جنين لا محاله در آن هنگام موجود في نفسه لنفسه بوده كه فرمود نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي و جنبه تعلق بروح اضافه شد و منافات ندارد كه از تعلق روح به جنين و ببدن عنصرى استقلال بيشترى در وجود بر حسب نظام طبع بدست آورد ولى بالاخره نفسيت و تدبير و تعلق آن به جنين جهت و عارضى است و كمال وجودى روح بآنست كه به جنين تعلق تدبيرى بيابد و در طريق استكمال برآيد و از موهبت بقاء و ابديت بهرمند گردد.
از اين بيان استفاده شد كه هنگام تعلق روح به جنين و ببدن عنصرى وجودى نورانى متناسب آن عالم داشته و تعلق به جنين جهت زائد و عارضى بوده است و از آيه كريمه وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي و نيز از كريمه ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ استفاده مىشود كه روح پرتوى از حريم كبريائى بوده و از نظر اضافه و استناد آن بحريم قدس ربوبى از نظر انبعاث آنست يعنى بجهت دميدن و موهبت به جنين و تعلق بآن و تنزل بعالم طبع بوده است بر اين اساس نفسيت يعنى تعلق تدبيرى روح نسبت به جنين و ببدن عنصرى امر زائدى است و در طريق استكمال قرار خواهد گرفت بالاخره روح كه بساحت ربوبى اضافه شده از لحاظ شرافت و نورانيت آنست چگونه فاقد جنبه روحانيت خواهد بود و نيز چنين ظرف قرار داده شده روح كه نور الهى و حيات ذاتى است بآن افاضه شده و بمنزله صورت و فعليت است براى ماده كه جنبه ابهام دارد و هم چنين كريمه ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ مبنى بر اينكه جنين كه ماده و داراى نيروى نباتى است در اثر تعلق روح بآن كه بمنزله صورت و فعليت است بصورت خلق ديگرى غير از خلق ماده و جنين است و نيروى نباتى آن بصورت روح و نور الهى درآمده است.
(و الحمد للَّه زنة عرشه)